رهائی زنان شرط رهائی جامعه، قسسمت دوم(1)

خانواده سلول پايه جامعه سرمايه داری را تشکيل می دهد، و خانواده های کارگری اکثريت غالب اين سلول ها را. بقای هردولتی بر سلطه اش بر جامعه بستگی دارد. فرا رفت از فرهنگ سلول خانواده، يعنی ازسنت پدرسالاری در تمام ابعادش، فرهنگ کلان جامعه، سلطه دولت بر جامعه را به چالش می کشد.  

حيات خانواده چه به لحاظ تداوم سلطه "دولت جمهوری اسلامی" بر جامعه و يا چالش بنيادی اين رژيم نقشی محوری ايفا می کند. خانواده به مثابه سلول پايه جامعه سرمايه داری ايران با ايدئولوژی مذهب شيعه، درهمان آن کارگاه توليد نسل انسان در معنای گسترده و بويژه توليد نسل کارگر، از يک سو و ايستگاهدريافت انرژی برای مصرف در کنش فيزيکی/ ذهنی توسط کارگر را تشکيل میدهد.            

هستی خانواده برآمد دو مجموعه از کنش هاست. دجا با کاربرد دستگاه های گسترده مهندسی افکار، نظرات و آراء اش نسبت به خانواده را موافق با ايدئولوژی مذهب شيعه پدرسالاری به کارگاه خانواده القاء می کند. ولی، استثمار نيروی کار فيزيکی / ذهنی زنان و مردان کارگاه خانواده شرائط بالقوه پاد زهرالقائات دجا را دربطن خانواده هستی می بخشد.

بنا به شرائط روابط پيشا-سرمايه داری زن و مرد در فرايند توليد طبيعی شرکت می کردند. دراين دوره نه تمايزی بين کار مرد و زن وجود داشت ونه درماهيت عنصر کار. با پديدار شدن روابط سرمايه داری(2) کار خصلت ويژه ای يافت؛ اکنون کار نه تنها فروزه،خصلت، کالائی پيداکرد، بلکه کار- در شکل کاراجتماعا ضروری معيارسنجش کالاها و اساس کسب ارزش اضافی کارگراز سوی سرمايه دار گرديد(3). سرمايه طوقی بر گردن کارگرمرد نهاد و طوق دوگانه ای برگردن زن- به لحاظ کار فيزيکی/ذهنی و کالاشدن بدن زن. مرد کارگر در کارگاه های توليدی-خدماتی استثمار شدند، ولی همسرزن هم در کارگاه های توليدی-خدماتی و هم در کارگاه منزل- شامل توليد نسل و اداره منزل.

باهدف کشيدن بيشترين نرخ ارزش اضافی از کارگر، و با رعايت توازن نيروی طبقاتی، سرمايه دار دستمزد کارگر را حد اقل تعيين کرد. اما، آنچه دستمزد نام دارد، درحقيقت چيزی غير از قيمت باز توليد نيروی کارکارگر نيست. کارگر نيروی کار فيزيکی/ ذهنی اش را در فرايند توليد تخليه کرده، و برای اينکه فردا دوباره وارد فرايند توليد گردد بايد با تغذيه نيروی کار فيزيکی-ذهنی اش را بازتوليد کند. اما، سرمايه دار زرنگ ما نه با احتساب غذای آماده، بلکه معادل قيمت مواد غذائی خام دستمزد کارگر را تعيين می کند. اگردستمزد کارگر کفاف می کرد، کارگر مرد با همسرش در رستوران غذا صرف می کردند. ولی، دستمزد بالا تصاحب نرخ ارزش اضافی مطلوب از جانب سرمايه دار را کاهش می دهد. از اينرو، کار کارگر زن در کارگاه خانه در تهيه غذا درخدمت سرمايه قرار می گيرد.  

فعل کار صرف انرژی فيزيکی/ذهنی متنوعی چونان ورزش کردن، آوازخواندن، رقصيدن .... و بالاخره فعل کار در کارگاه منزل و کارگاه های توليدی/ذهنی را شامل می شود. سرمايه داری جهانی و ازجمله دجا کار درون منزل را به رسميت نمی شناسد، به سخن ديگر زن کارگر در کارگاه منزل برده بی مزدی است. زن کارگر بايد با حصه ای از دستمزد همسرش مغازه ها و فروشگاه ها را زير پا درنورد تا محتملا ارزان ترين مواد غذائی را ابتياع کند، سپس غذا به پزد و ديگر کارهای منزل را انجام دهد(3). نه تنها سرمايه داری کار زن در کارگاه مسکن را به عنوان وظيفه زن خانه دار تعريف می کند، بلکه، بنا به سنت پدرسالاری طرز تلقی همسر مرد هم نسبت به همسر زن تفاوت چندانی با نگرش دجا به جنس زن ندارد. چرا که پذيرش برابری جنسی از سوی همسر مرد به فرارفتن از سنت پدرسالاری عام و زدوده شدن سموم تلقينان ضد زن ايدئولوژی مذهب شيعه حاکميت نياز دارد(4). اگر، در کشورهای سکولار، يا جدائی دين از دولت، نابرابری جنسی نه در بسته بندی حقوقی و قانونی بلکه در کنش های اجتماعی همچون کالاشدن بدن زن، پرنوگرافی، تن فروشی، پرداخت دستمزد کمتر به زنان برای کار مشابه با مردها و غيره اعمال می شود. در دجا زن نصف مرد تعريف شده و نابرابری جنسی بنا به قانون الهی هر روز از رسانه های جمعی حاکميت جار زده می شود. حجاب اسلامی به دختربچه ها پوشانده می شود، وقتی دختر بچه ها به سن 9 سالگی رسيدند به اصطلاح جشن تکليف برگزار می کنند و در سيزده سالگی شوهرش می دهند [ حتی اين سن نيز نه درموارد کمی رعايت نمی شود(5). مرد می تواند با چهار زن ازدواج کند. برای اينکه،گستره کسب لذت جنسی مردسالاری را به کمال رساند، دجا نوع اسلامی تن فروشی را درقالبصيغه عرضه کرده است(6) وغيره. ولی تمام اين مجموعه قوانين ايدئولوژی مذهب شيعه ضد زن حاکميـت نه در سکوت زنان، بلکه، زنان به شيوه های گوناگون عليه سنت پدرسالاری مبارزه کرده اند(7)؛ و متاسفانه عموما بی پشتيبانی از سوی مردان . اگر امروز، دجا تخفيف کوتاهی مانند پيدا شدن مو از پوشش روسری يا لباس با رنگ های شاد زنان را تحمل می کند، نه پيشکش دجا، بلکه ثمره مبارزه نزديک به چهار دهه زنان برای حق انتخاب پوشش بوده است. نبايد فراموش کرد، وقتی خمينی بر خلاف اظهارات پيشينش در پاريس، در فردای به قدرت رسيدن فتوای حجاب اسلامی داد و زنان در اعتراض اقدام به راهپيمائی نمودند(8)، تمام جريانات مردسالاردر حاشيه تماشاگر شدند و گروه های حزب اله خمينی نعره يا روسری يا توسری را دادند(9 )!

با کمال تاسف، هنوز، سنت مردسالاری در درون رنگين کمان جمع ها و تشکلات سياسی چپ و فعالين کارگری جان سختی می کند. در همه کشورها، واز جمله ايران، سنت و تبليغات پدرسالاری آن چنان قوام گرفته، که گويا از زمان نسل انسان های اوليه تا اکنون پدرسالاری تنها شکل رابطه بين مرد و زن بوده است. ولی، شواهد تاريخی کذب چنين ادعائی را ثابت می کند. وجود مجسمه های الهه ها،خدايان زن،،Goddesses، در بين النهرين، شرح گذار از مادرتباری،سالار ی، به پدرسالاری در حماسه های تاريخی همچون "گيل گمش" و "الياد و اديسه" هومر (10)، کشف منشاء خانواده، توسط انسان شناس آمريکائی لوئيز هنری مورگان(11)، اثر انگلس بنام "منشاء خانواده، مالکيت خصوصی و دولت"، بقايای جوامع دوران بالای سنگی در گينه نو، آمازون، بوليوی، پرو، افريقا، تحريررساله های فراوان درباره دوران مادرتباری،سالاری، به زبان های گوناگون از جمله فارسی و بالاخره واژه مادرسالاری،Matriarchal، نه تنها درفرهنگ لغات غربی، بلکه حتی در فرهنگ لغات فارسی دکتر منوچهرآريان پور کاشانی آورده شده است؛ همه ی اينها مشعر بر دورانی است که جايگاه زنان آنچنان والا بوده است که در مجسمه های خدايان زن نمادين شدند.   دوران کمونيسم ،کمون های، اوليه شاخص دوران برابری اجتماعی بربنياد مادرسالاری بوده است. بنا به شرائط و اخلاق آن دوران زنان موقعيت اجتماعی ارجمندی نسبت به مردان داشتند، ولی مردان تحقيرهم نمی شدند.

آميزش بين زنان ومردان

يکم- زمانی محدوديتی وجود نداشته(12)،دوم- در بين يک گروه محدوديت نبوده، سوم- يک زن با چند مرد يا دوره چند همسری از سوی زن،Polyandry- درهندوستان وتبت،چهارم- يک مرد با چند زن، چند همسری،Polygamy،- برابر با ايدئولوژی اسلام درايران نيزمرسوم است،پنجم- تک همسری(13)همراه با همخوابگی در خارج از حلقه ازدواج.

رابطه جنسی و مقوله ازدواج

دختر و پسر در سن بلوغ هم برای کسب لذت جنسی متقابل و هم برای بقای نسل انسان با هم می خوابند . اين دو کنش، از زمان انسان های اوليه تاکنون خصلت طبيعی آنها را شکل داده است. همچنين، بنا به غريزه بقای بشری، مادرنوزادش را شير داده، دوست داشته و پرورش اش می کند. در دوران های گذشته فرزندان با مادر شناخته می شدند، و اين سرشت طبيعی بوده است. در اين دوران زنان به نسبت مردان احترام والاتری داشتند. تااينکه، زمانی بس بعدها، با ظهور و غلبه پدرسالاری ساختار اجتماعات آن زمان متحول شدند، و موقعيت زن تنزل کرد، طبقات بوجود آمدند و روابط جديدی، چونان انواع ازدواج ها بين زن و مرد موافق با فرايند تحول جامعه پدرسالاری مرسوم گرديد.

اگر پيشتر، آغاز زندگی مشترک زن و مرد برپايه ميثاقی جز غريزه طبيعی کشش بين دو جنس وبقای انسانها بنياد نبود، اکنون قيد و بندهای گوناگونی در بهم آمدن دختر و پسر در اقصی نکات دنيا شکل گرفتند. در سنت هائی پداران بچه های دختر و پسر شير خوار را عقد می کردند. شوهر دادن شاهزاده دخترها به مانند ابزار سياسی بين حکومت ها شيوه ی رايجی بوده است. در انگلستان تا قرن بيستم، به عنوان رئيس و آمر منزل پدر تصميم می گرفت دخترش را به کدام مردی شوهر دهد. اغلب، پدران طبقه بورژوا بنا به مقتضای سياسی يا اقتصادی دخترش را به صاحبان زر و زور،که سن زيادتری از دخترش داشتند، زن می دادند. ’مری ول استون کرافتʽبنيانگزار فمينيسم در اواخر قرن هيجدهم با شجاعت چنين ازدواج هائی را رابطه تن فروشی در بين طبقات دارا نامگذاشت. درهندوستان الزام برای پرداخت مهريه از طرف خانواده عروس به خانواده داماد موجب شد که بسياری از خانواده ها به جادو و جنبل پناه می بردند تا نوزاد دخترنياورند؛ يا از استيصال طفل دختر را نابود کنند. گونهديگری ازمهريه، داماد رابه پرداخت و يا تعهد به پرداخت مهريه متعهد می کرد، پيش از اسلام در مکه رايج بوده و خانواده های متشخص دخترانشان را در مقابل دریافت مبلغی که به آن صداق می گفتند به یکدیگر می دادند و تصمیم با پدر یا ولی دختر و پسر بود. به این شیوه بعوله می گفتند (برگرفته شده از کلمه بعل به معنای شوهر). همین شیوه از همسری بود که ايدئولوژی اسلام بر آن صحه گذاشت و به عنوان ازدواج رسمی تائيد کرد. هم اکنون، اين شيوه در ايران هم رواج دارد- البته با عواقب ناهنجار گوناگون(14) . درحقيقت، در ميثاق مهريه از سوی داماد، عروس همچون کالائی به داماد فروخته می شود.

ازدواج ديگری بنام مسيار نوعی ازازدواج است كه در سال‌های اخير در برخی از كشورهای اسلامی رواج يافته و مورد استقبال عده‌ای از زنان و مردان عرب واقع شده است. از آنجا كه اهل تسنن ازدواج موقت را مشروع نمي‌دانند؛ برای پاسخ به نيازهای جنسی برخی از مردان و زنان جوان ازدواج مسيار را مطرح نموده‌اند. مسيار، گونه ای از ازدواج دائم مشروط به اين است كه زن حق نفقه و همخوابگي نداشته و شوهر مختار است، هروقت بخواهد نزد زن برود. زن نيز در زندگی خود آزاد بوده و مرد نسبت به وی رياست و مديريتی ندارد.در کشورهای ليبرال دموکراسی مهريه يا ميثاق مهريه هم درشيوه ازدواج مذهبی و هم در ازدواج سکولار، که عروس و داماد در اداره ازدواج دفتر ازدواج را امضا می کنند، منسوخ شده است. مهم تراينکه، سنت جديدی از آغاز زندگی مشترک بدون ازدواج بين بسياری از جوانان پديدار شده است. درهمين تاريک خانه دجا، عده ای از دخترها و پسرها پيش ازازدواج برای مدتی با هم زندگی می کنند، و البته صدای آخوندهای تاريک انديش را درآورده اند. با اين مختصر، ازدواج در هرنوعش نه يک سنت طبيعی و جاودانه، بلکه بنا شرائط اجتماعی قواعد ازدواج تحول کرده، وحتی مشابه سنت های ديگر به جا مانده از گذشته، رگه هائی از سنت های ازدواج های گذشته تا زمان ما خزيده اند. همچنين، بايد افزود که برخلاف تحريفات ايدئولوژی اسلام و به ويژه مذهب شيعه، زنان پيش ازاسلام از موقعيت اجتماعی انسانی تری بهره می بردند(15). به نتيجه، با وجود تدوام سلطه پدرسالاری در جوامع گوناگون، برای عده ای آغاز زندگی مشترک بدون ازدواج نمادی از سنت غريزی لذت متقابل و بقای انسان ها در دوران جوامع اوليه را جلوه می دهد، هم چنانکه، پيدائی کمون ها و بويژه در کنفدراليسم دموکراتيک شمال سوريه در درون جهان سرمايه داری نمادی از سنت کمون های اوليه را تجلی می کنند.

   بهرو، ازدواج مقوله ای است سرآغاز سامان يافتن خانواده، وسلول بنياد جامعه سرمايه داری ايران. دربدو به قدرت رسيدن خمينی، جمعيت ايران کمتر از 40 ميليون نفربود، و هنوز نرخ تومان چونان امروز سقوط نکرده بود. بدون آگاهی به عواقب اقتصادی ازدياد جمعيت، خمينی ازدواج و بچه د ار شدن را تشويق نمود. سپس، با بروز تنگناهای اقتصادی ناشی از ازدياد جمعيت، ايران شايد اولين کشوری با ايدئولوژی اسلامی بود که کارخانه توليد کاندوم تاسيس کرد، وزنان در آزمايشگاه کيفيت کانتوم را واپاد، کنترل، می کنند. کارخانه کاندوم سازی، علاوه برتامين بازارداخلی، کاندوم به خارج صادر می کند.

مبارزه با پدرسالاری عرصه مهمی برای تشکل يابی طبقه کارگر

"موسسات توليدی-خدماتی"، "محلات کارگری" و "فضای بين ايندو"، هر سه عرصه های مبارزه و سازمانيابی زنان و مردان را سامان می دهند. ولی، ديوار پدرسالاری درهر سه فضا بهم آمدن مردان و زنان کارگررا مانع شده است. هم اکنون، در کشورهای غربی، پدر و مادر خانواده های کارگری دست بچه هایشان را گرفته ويا قلم دوش در راه پيمائی های اعتراضی شرکت می کنند- به يک سنت پايدار تبديل گرديده است. چرا فعالين کارگری زن و مرد ايران اين شيوه از راه پيمائی و همايش را از هم طبقه ای هايشان در کشورهای غربی تجربه نکنند. اين يک سئوال واقعا بجائی است. دجا، از کاربرد شيوه های طبقات سرمايه داری جهانی عليه طبقه کارگرايران بهره می گيرد. اخيرا، مدير کل سياستگذاری و توسعه از طرح کارورزی، کارآموزی،Apprenticeship ، برای اشتغال فارغ التحصيلان خبر داد! تاريخ کارورزی يا کارآموزی به اواخر دوره قرون وسطی بر می گردد.

1-"فضای بين موسسات توليدی-خدماتی و محلات کارگری". اين فضا، تاکنون، از زمان تاسيس سلسه صفويه با ايدئولوژی مذهب شيعه، عموما تريبون بلامنازع آخوندها بود ه است. با سود بردن از آزادی بيان و تشکل برای ايدئولوژی مذهب، آخوند ها عقايد ايدئولوژی مذهب را قويا ملکه ذهن مردم کردند. مضاف براين، جريانات التقاطی مذهبی با ارائه خوانش به اصطلاح مترقی از ايدئولوژی شيعه، کمبود نظری آخوندهای متحجر را جبران کردند. بالاخره، در جناح چپ به يک نقل قول بسنده کنم: ايرج گلسرخی در دادگاه شاه گفت، من سوسياليسم را از علی آموختم! از اينرو، به پشتوانه نفوذ سنت ايدئولوژی مذهب در بين خانواده ها، با بروز و تشديد بحران سرمايه داری و گشايش فضای سياسی، جريان خمينی سرمايه داری فرو رفته در بحران را نجات داد. به سخن ديگر، با ناتوانی ديکتاتوری شاه برای سرکوب انقلاب، اين وظيفه به دوش گرايش خمينی افتاد.

عليرغم سلطه اختناق دجا بر جامعه، فضای بين "موسسات توليدی-خدماتی و محلات کارگری" کاملا بروی اپوزيسيون بسته نشده است. اعتراضات گوناگون در اين فضا برگزار می شوند. از نظر رژيم اعتصاب حرام است. ولی، کارگران اقدام به اعتصاب نموده وحتی آنرا به بيرون از کارخانه می کشند. کارگران اعتصابی نيشکر هفت تپه بارها جاده انديمشک به اهواز را مسدود کرده اند. کارگران اعتصابی جلو ادارات دولتی و بويژه مجلس گردهمائی برگزار می کنند. عموما دراين اعتراضات فضای بيرون از کارخانه روحيه مرد سالاری ديواری برروی حضور زنان کارگر کشيده است. اگر، دجا با کاربرد سياست های ضد کارگری، مانند خصوصی سازی، تقسيم کارخانه های بزرگ به بخش های کوچکتر و در اختيار مقاطعه کاران گذاشتن و غيره، وحدت کارگران را شقه شقه می کند، سنت مردسالاری از درون طبقه کارگر را به دو نصف تقسيم کرده است. اگر به گذشته برگرديم، زنان و مردان در اعتصابات و اعتراضات شرکت کرده اند(16). در نبرد حلبی آباد خاک سفيد در سال 1356 زنان و مردان دوش به دوش همديگر با ژاندارم های رژيم ديکتاتوری شاه جنگيدند. سپس، جوانان دختر و پسر و مردان و زنان درکنار همديگر در انقلاب شکست خورده سال 1357 شرکت کردند. ولی، عموما سال هاست که حضور زنان در اعتصابات و اعتراضات کارگران مرد رويت نمی شود. کارگران نيشکر هفت تپه اعتصابشان را به بيرون از کارخانه به جاده ها می کشند، ولی، نشانی از حضور خانواده کارگران ديده نمی شود، غيره. ولی، بااين وصف، کاملا فضای بين "موسسات توليدی-خدماتی" و "محلات کارگری" بروی زنان بسته نشده است.ما با ابتکار زنانی روبرو هستيم که به صف اعتراض کارگران پيوسته اند. چند مورد را يادآورشوم. زنان معدنچيان سنگ آهن بافق نقش مهمی در اعتصاب معدنچيان در سال 1395ايفا کردند. حدود يک ماه پيش، در راه پيمائی اعتراضی کارگران بازنشسته اصفهان در خيابان چهار باغ اصفهان دو نفر زن در بين شمار زيادی از بازنشسته ها ديده می شدند. اين دو زن کارگر ديوار مردسالاری را فروريخته بودند. اگر، ايندو کارگر زن همسر داشتند، آنان نيز به قسمی تيشه به ريشه مردسالاری زده اند. روز 4 مرداد 1396مردم آبپخش بوشهر به دليل نگرانی از تخريب محيط زيست مانع کلنگ زنی پتروشيی توسط وزير صنعت ، معادن و تجار ت و استاندار شدند. اين اقدام از دوجنبه حائز اهميت بود: يکم رشد آگاهی مردم نسبت به حفظ محيط زيست، دوم، گرچه اکثريت شرکت کنندگان را مردها شامل می شدند، ولی چند نفر زن نيز در اين حرکت اعتراضی حضور داشتند. در تجمع معلمين بازنشسته در روز 24 مرداد درجلو مجلس زنان و مردان معلمين بازنشسته شرکت شرکت کردند، و چند معلم بازنشسته پلاکارر بالای سربرده بودند، که رويشان نوشته بود: معلم، پرستار، بازنشسته اتحاد اتحاد. بالاخره، و جالب تر از همه در مسابقه اسب سواری سنندج زن و مرد شرکت کردند(17)

2-پدرسالاری در کارگاه های توليدی-خدماتی

در دو قرن گذشته آنچه بنام جنبش های کارگری پراتيک می شدند، درواقع جنبش های پدرسالاری،مردسالاری،بوده اند. اگر، احيانا به مسئله نابرابری جنسی عطف توجه می شد، قرار بود که در پيامد انقلاب آينده تبعيض جنسی يا رهائی زنان تحقق يابد- نه اينکه، ازهر موقعيت فی الحال چه به لحاظ نظری و عملی بهره برده و با پدرسالاری مبارزه می شد. در واقع، شعار کارگران جهان متحد شويد، صرفا نگاهش به کارگران مرد بود و پدرسالار.

بی مناسبت نيست، ابتدا به عروج طبقه کارگرصنعتی دراولين کشور سرمايه داری جهان در انگلستان بطور لحظه ای نگاه کرد. با پديدار شدن انقلاب صنعتی در اواخر قرن هيجدهم و اوائل قرن نوزدهم در انگلستان، سرمايه داران منبع عظيم نيروی کار ارزان زنان را استخدام کردند.از همين زمان، زنان کارگر روحيه پدرسالاری کارگران مرد و اتحاديه ها (18) و استبداد صاحبان کارخانه را چالش کردند. تا اواخر قرن نوزدهم کنگره اتحاديه های کارگری انگلستان،TUC، از اتحاديه های صنعتی صنفی محافظه کار و پدرسالار سامان يافته بودند. اينان نسبت به شرائط کار و معيشت توده های بس فراوان کارگران يدی،دستی، احساس همبستگی ابراز نميکردند. اتحاديه های کارگری صنفی محافظه کار تا مقطع خروش کارگران دستی درسال 1889 با بهره گيری از اهرم سازگان،يا سيستم ، کارورزی ،apprenticeship، ازموقعيت ممتازشان عليه توده های کارگر با حسادت حفاظت می کردند. تا اينکه، در سال 1889، کارگران دختر "کارخانه کبريت سازی براينت می، Bryant May Matches Factory ،"(19) به قدرت مبارزاتشان توانستند، نه تنها، اولين اتحاديه زنان کارگر جهان را تاسيس کرده، و آغازگر فروريختن ديوار پدرسالاری اتحاديه های کارگری گردند؛ بلکه، جرقه جنبش کارگران يدی،دستی، بسان باراندازان، کارگران گاز و غيره گردند. تحت رهبری فعالين سوسياليست، مانند النا مارکس(20) کارگران يدی اتحاديه های نوين با افق سوسياليستی را تشکيل دادند.

بيش ازنيم قرن بعد(در سال 1945، پايان جنگ خانمان سوز جهانی دوم، حزب کارگر به قدرت رسيد )از خيزش کارگران دستی در سال 1889، و تقريبا دو دهه بعد از آغاز دولت رفاه، در انتخابات پارلمانی سال 1959، حزب کارگر منشوری شامل پرداخت دستمزد برابر برای کارگر زن و مرد برحسب کاربرابر را انتشار داد. سپس، در سپتامبر 1965 کنگره اتحاديه های کارگری از اصول رفتار و فرصت برابر با زنان کارگر در صنعت پشتيبانی کرد، وشورای عمومی را موظف نمود موضوع حق پرداخت دستمزد برابر برای کار برابر به کارگران زنان و مردان را، که حزب کارگر در بيانيه انتخاباتی 1959 قول داده بود، پيگيری کند.

ولی، هيچ اقدام فوری نه از طرف دولت( حزب کارگر) و يا اتحاديه های کارگری انجام نگرديد. گرچه، بعدها، لوايحی به تصويب پارلمان رسيدند، اما، هنوز تاثيرات نابرابری جنسی چه در پرداخت دستمزد و حقوق، خشونت در خانواده و کالاشدن بدن زن و غيره درانگلستان و ساير کشورها، به عنوان عوارض کارکرد غير انسانی و کريه روابط سرمايه داری همچنان ادامه دارد.

با اين مختصر، زنان کارگر ايران کدام درس هائی را از تجربيات طبقات کارگر کشورهای ديگر می توانند بياموزند. ابتد ا، به يک گفته حکيمانه اشاره کنم: حق گرفتنی است ونه دادنی. اتحاديه های کارگری و عالی ترين نهاد رهبری اش کنگره اتحاديه های کارگری انگلستان زنان کارگررا به امان سرمايه رها کردند. اين دختران کارگر "کارخانه کبريت سازی براينت می" بودند که به پا خواستند، و به پشتوانه اعتصاب يک پارچه مطالباتشان را به سرمايه دار کارخانه تحميل کرده و اولين اتحاديه زنان کارگر دنيا را بنياد کردند. همچنين، حق رای به زنان نه هديه طبقه سرمايه دار انگلستان، بلکه نتيجه مبارزه طولانی زنان برای کسب حق رای بوده است(21).

درايران کارگران معلم زن موقعيت بالقوه،اندرتوان، ذهنی ويژه ای در درون طبقه کارگر ايران     د ارند.(من دربالا به کارفيزيکی وذهنی اشاره کردم، انجام فرايند هر دونياز به صرف انرژی دارد. اگر، ترفندهای دجا، مشابه نيرنگ های ساير دولت های سرمايه داری، را درتفرقه بيانداز و حکومت کن در درون طبقه کارگر را ناديده بگيريم، اکثريت افرادی که برای زنده ماندن مجبورند نيروی کارفيزيکی و ذهنی شان را بفروشند، طبقه کارگر را تشکيل می دهند. بر اين پايه، آنچه کارمند، پرسنل اداری وغيره ناميده می شوند، کارگران ذهنی اند. در کارفيزيکی ابزار گوناگون همراه با کار ذهنی مطرح است و در کارذهنی، عمدتا فعاليت ذهنی درآموزش و پرورش ويا استفاده از وسائل گوناگون الکترونيکی، بويژه کامپيوتر همراه با فعاليت ذهنی.). زنان معلم محتملا درصد بيشتر معلمان ايران را تشکيل می دهند. مسئله پدرسالاری و شرائط نا مناسب استخدامی زمينه هائی است که زنان معلم می توانند به تاسی از کارگران دختر "کارخانه کبريت سازی براينت می" نقش تاريخسازی هم به لحاظ سازمانيابی طبقه کارگر و هم مبارزه عليه سنت مرد سالاری و لغو قوانين ضد زن فرا-طبقاتی ايفا کنند.

3-محلات کارگری

کارگران زن و مرد در موسسات توليدی-خدماتی کار می کنند. ولی، نه تنها اينان، بلکه، خانواده های کارگری، فرزندان، خويشان، بستگان، بيکاران، بازنشسته ها و افراد ديگردر محلات کارگری زندگی می کنند. خويشاوندان و دوستان از محلات شهرهای ديگر برای ديدار به محلات کارگری شهرهای ديگرمی آيند، همچنين محلات کارگری باهم ديگر آمد و شد دارند. کارگرانی که برای کار به شهرهای ديگر، نظير تهران می آيند نه به نواحی طبقات متمول نشين شمال شهر، بلکه راهی جنوب شهر تهران و محلات کارگری می شوند. در بالا ياد آورد شدم، آنچه بنام سامان يابی طبقه کارگرنام داشت، درحقيقت توجهش صرفا به کارگران شاغل بوده است. البته، در اهميت کارگران شاغل درموسسات توليدی-خدماتی شکی نيست. ولی، کارروشنگری و سازمان يابی محلات کارگری مهستی،اهميت ،خاص خودشان را دارند. محله نه يک هستی خنثی، بلکه نوعی همبستگی و همياری را افاده می کند. می توان در سطح رقيق محله را در کمرنگی ازکمون يا کاميونيتی در کشورهای غربی قرار داد. محلات کارگری آکنده از مشکلات هستند، و در همان حال زمينه بالقوه ،اندرتوان، برای روشنگری و سازمانيابی دارند(در گذشته، جريانات مذهبی فعاليت گسترده موفقی در منازل محلات کارگری داشتند).  

محلات کارگری محمل مناسبی برای ترويج وآگاهی اهالی محلات و بويژه آموزش عليه مرد سالاری مردها و تصور فرودستی زنان فراهم می کند. منازل کارگری مکان مناسبی برای پائين کشيدن ديوار مردسالاری داشته و نيروی عظيم زنان محلات را برای سامان يابی حول خواست های زنان و همچنين پشتيبانی از اعتراضات بيرون از کارخانه همسرانشان، و شرکت در کنش های اجتماعی را آزاد خواهد کرد. هم اکنون، و در فضای حاکميت دجا افرادی از جوانان، دختر و پسر در عرصه های گوناگون اجتماعی فعاليت کرده، و درمواری به روشنگری فردی در فضای مجازی پر هزينه اقدام می کنند. چرا، اينان به محلات کارگری نرفته و فعاليت آگاه گرانه نکنند؟.

   من در بالا توضيح دادم، پيش از خيزش های اواخر حکومت شاه، جريانات مذهبی نظراتشان را در اذهان مردم القاء نموده بودند. اگر، قرار است در رويداد محتمل آينده کمون های محلات، شورا های نواحی وشهرها و شوراهای موسسات توليدی-خدماتی بر اصل توليد برای آحاد جامعه و به مثابه بديل روابط سرمايه داری برپا شوند؛ امروز، کار صبورانه آگاه گرانه و سامايان يابی در محلات کارگری(البته به سازمانی يابی موسسات توليدی-خدماتی کم بها داده نمی شود )، نطفه های کمون های محلات کارگری را پي ريزی خواهند کرد. براين سياق،   فاجعه شوراهای نا آگاه و آسيب پذيردوران برآمد انقلابی زمان شاه تکرار نخواهد شد.  

   محلات کارگری مشکلات فراوانی دارند، و براين پايه عرصه روشنگری گسترده ای برای کنش فعالان مرد و زن. تاسيس رختشوخانه مجهز زحمت زيادی را از دوش زنان و بويژه زنان بچه دار برمی دارد. هم اکنون 300 مهد قرآن خوانی برای يادگيری کودکان خرد در نواحی تهران تاسيس شده اند. محلات کارگری نياز مبرم برای مهد کودک دارند. چرا، از شهرداری نه خواست در محلات مهد کودک داير کنند. محلات کارگری نياز به زمين بازی برای بچه ها دارند. به خانه محلات برای برگزاری برنامه های گوناگون نياز است و غيره.  

مضاف برشورای شهر، تهران به شهرداری های مناطق گوناگون تقسيم شده است. شهرهای ديگر نيز برحسب جمعيت، شورای شهر به چند منطقه شهرداری و يا يک شهرداری نظارت دارد. در انتخابات اخيرشوراهای شهرو دهات، در چندين شهر عليه تقلب در انتخابات اعتراض شد. به سخن ديگر، در اين شهر و آن شهر مردم نسبت به کارکرد شوراها بی تفاوت نيستند. بلکه تلاش می کنند افراد معتمد و نه دست چين شده از سوی مقامات دولتی را انتخاب کنند(22 ). شايد، در شهرهائی با جمعيت متوسط و پائين تر امکان دخالت مردم و انتخاب اعضاء پيشرو در شوراها حول پلتفرم های پيشرفته بيشتر باشد. در انتخابات اخير شوراهای شهر و دهات خانم شيفته بدرآذر به عنوان شهردار جديد شهر سهند ،درآذربايجان شرقی، انتخاب شدند. ايشان پيش تر مدتی نيز به عنوان شهردار منطقه 6 تبريز مشغول به فعاليت بوده است.

جريانات چپ بنا به سنت ديرينه موضوع شوراها را به برآمدهای انقلابی واگذار می کنند. به اين دليل، هرگونه کنش و دخالت در شوراها در حاکميت دجا را امری منفی تلقی می کنند. ولی، در عرصه مبارزه طبقاتی شيار ها و شکاف هائی بروز می کنند، که امکان دخالت را ممکن می سازد. پيش از ادامه مطلب، ياد آور شوم نگرشی اصلاحات را بر اصل تحول تدريجی يا قطره ای جامعه( آنچه اصلاح طلبی معروف است) باور دارد، در مقابل ديدگاهی تحميل هر درجه ای از اصلاحات را از منظر آسان سازی و کمک به مبارزه طبقاتی برا ی تحول بنيادی جامعه می نگرد. منباب مثل، چرا نه بايد از فرد معتمدی که با پلتفرم پيشرفته، برای تاسيس مهد کودک يا رختشوخانه... برای محلات اين شهر يا آن شهر حمايت نکرد. من در بالا به دو مورد اشاره کردم.

قطعا، يکی از عرصه های مهم و شدنی در تحول محلات کارگری و تاثيرش بر مبارزه طبقاتی منازل کارگران است. دوباره يادآوری کنم، در گذشته جريانات مذهبی فعاليت های موفقی حول نظراتشان در محلات کارگری داشتند.اکنون زنان ومردان، بويژه معلمان مرد و زن بنا ويژگی شغلشان آمادگی نظری مناسب ترعام و بويژه در زمينه تاريخ مادرسالاری و تحولش به پدر سالاری و پيدائی سنت تبعيض جنسی داشته باشند. کلام آخر، بهر مقياسی که شکاف مضرپدرسالاری بين زن و مرد بهم آيد، فاصله در درون طبقه کارگر دوشقه شده به درجاتی ترميم خواهد يافت. شاهد حضور هر چه بيشتر زنان و فرزندان و قوم و خويشان درصفوف اعتراضات کارگری باشيم.

مراد عظيمی

28/08/2017

يادداشت ها

1- چارلز فوريه، سوسياليست تخيلی فرانسوی، 1837 -1772

2-النا مارکس سرمايه داری را سيستم توليد کالائی پدرسالاری تعريف می کند. زندگینامه النا مارکس، ريچل هلمز، ص 326مارکس، سرمايه،کاپيتال،

3- سرمايه ،کاپيتال، مارکس

4-بجاست نقل قولی از خانم شيرين نظيری فعال زنان افغانستان در خصوص رابطه زندگی مشترک زن و شوهر بياورم: به قسم نمونه، یک خانواده ی امروزی را ازنظرمی گذرانم؛ » درجریان روز زن و مرد هردو شغل بیرونی دارند، همین که هردو به خانه برمی گردند، مرد مصروف روز نامه و یا کتاب خوانی و یا مصروف مشاهده تلویزیون ویا هم بازنمودن کمپیوترخود می شود و با صدای بلند از بانوی خود یک نوشیدنی "چای " نیز مطالبه می کند.
بانو نخست مصروف رسیده گی به خواهشات کودکان قد و نیم قد خود گردیده و ثانیاً چای همسررا با عجله آماده می سازد و درگام بعدی برای پختن غذای شب آماده گی می گیرد. پس از صرف غذا، کمک به کار خانه گی کودکان آغازشده وسپس ازکارخانگی ، زمان آماده ساختن کودکان دربسترهای شان فرامی رسد،همینکه کودکان آرامیدند وهم چنین ظرف شویی و پاک کاری آشپز خانه تمام شد. بانو؛ نظری بسوی ساعت می افگند. می بیند که وقت به پایان رسیده و چشمان وجسم خسته اش انتظار خواب را دارد و با یک دنیا خسته گی به بستر خود می رود و فردا بازهم روزی دیگر و ....
   

5- نماینده مجلس: ۲ هزار کودک مطلقه در ایران داریم

طیبه سیاووشی، نماینده مجلس ایران با اشاره به روند افزایش ازدواج کودکان در ایران گفت: "اکنون ۲ هزار کودک مطلقه داریم که اینها کودکانی هستند که ازدواج آنها ثبت قانونی شده بود، یعنی ممکن است تعداد از این هم بیشتر باشد."

به گزارش ایلنا، وی با تاکید براینکه این کودکان با مشکلات فراوانی مواجه می‌شوند چرا که بدن دختر ۱۱ یا ۱۲ ساله آمادگی بارداری را ندارد، گفت: "آنها خودشان بچه هستند و اولین بارداری یک ریسک بالاتری نسبت به بارداری دوم دارد و این بچه‌ها ۲ برابر ریسک را می‌پذیرند و دچار باروری‌های زودرس می‌شوند که در اکثریت موارد دچار سقط جنین‌های مکرر می‌شوند."

خانم سیاووشی همچنین افزود: "ابعادی از پدیده کودک همسری همچنان پوشیده است، یکی از این ابعاد نگران کننده، تعداد سقط جنین‌های مکرر کودکان است که درصدد دستیابی به آمار دقیق هستیم."

ILNA

  • همرسانیView more share options

    Share this post

    Copy this link

    لینک های دیگرRead more about sharing BBC content externally

  • همرسانی در Facebook

  • همرسانی در Twitter

    4

    6-برخلاف مذهب شيعه، صيغه يا متعه را اهل سنت معتقدند تا زمانی که پیامبر زنده بوده رواج داشته، اما او هنگام بازگشت از واپسین سفر خود به مکه (حجة الوداع)‌ آن را حرام اعلام کرده است.

7- ،آغاز پیکار «یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» درسال 1385و حاميان اوليه:

شیرین عبادی، سیمین بهبهانی، شهلا لاهیجی، بابک احمدی، شهلا اعزازی، ناصر زرافشان، نرگس محمدی، منیرو روانی پور، فریده غیرت، شهلا شرکت، اردشیر رستمی، فرزانه طاهری، فریبرز رئیس دانا، معصومه حیات غیبی، بنفشه حجازی، مائده طهماسبی، فرهاد آئیش، عمران صلاحی، هومن فخار، مهوش شیخ‌الاسلامی، مجید تولایی، ناهید توسلی، جعفر پناهی, خدیجه مقدم …حمايت فعالين اجتماعی مردان يکی از جنبه های بهين اين کمپين بوده است.علاقمندان می توانند، برای کسب اطلاعات بيشتر، از وبگاه طرح تغييربرای برابری ديدن نمايند.

8-خمينی در راستای مخالفتش با اصلاحات ارضی شاه درسال 1341، دادن حق رای به زنان را محکوم کرد، و در برهه وقايع سياه 15 خرداد 1342 طرفداران خمينی به زنان با پوشش مدنی حمله کرده و رويشان اسيد می پاشيدند.

9- عکسی از تظاهرات زنان عليه حجاب اسلامی.

10-علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بيشتر در مورد گذار از مادر تباری،سالاری، به پدرسالاری، به تحليل انگلس از اسطوره الياد و اديسه همر، به اثر وی "منشاء خانواده، مالکيت خصوصی و دولت"، و درخصوص حماسه گيل گميش و الهه های بين النهرين،Mesopotamia، به کتاب " بيانيه ای ،مانيفستی، برای تمدن دموکراتيک" اثر عبداله اوجالان،به زبان انگليسی، مراجعه کنند.

11- ما در نيمه دوم قرن نوزدهم شاهد سه کشف دوران ساز، يا رمزگشائی از، الف، منشاء انواع داروين، ارزش اضافی منشاء سود سرمايه داری از مارکس و منشاء خانواده از لوئيز هنری مورگان هستيم.

12- اين گونه از مقاربت زنان و مردان شديدا از سوی به اصطلاح طرفداران اخلاق و تقوای خانواده نکوهش می شوند. انگلس جواب شايسته ای به اين انتقادات دارد: اگرتک همسری سفت و سخت بالاترين مرتبت تقوی باشد، در آن صورت بايد جايزه را به کرم کدو داد که يک رديف کامل آلت تناسلی مردانه و زنانه در هر يک از 50 تا 200 واحد ،Proglottides،دارد، و تمام زندگی اش مشغول جفتگيری با خودش است. انگلس، " منشاء خانواده، مالکيت خصوصی و دولت".

13-.- علاقمندان به تحليل ازدواج تک همسری بورژوئی می توانند از بخش اول اين نوشته در سايت www.bee-hive.org ديدن کنند.

14-مثل معروف مهرم حلال جانم آزاد اشاره به اين دارد که، اگر زنی خواست ازشوهرش طلاق بگيرد از مهريه اش بگذرد

15- جایگاه زن در اسلام از محورهای اصلی مناقشه در جوامع مسلمان امروزی است و این موضوع در روزهای اخیر همزمان با روز جهانی زن. در عصری که به نظر می رسد چارچوبی که در غرب تحت عنوان حقوق بشر شکل گرفته، به گفتمانی غالب و معیاری جهانی بدل شده، پاره‌ای برآنند که عدم تطابق جایگاه زن در شریعت اسلام با این چارچوب و گفتمان، ریشه در ذات و خاستگاه دین اسلام دارد، یعنی این دین، عرف و آداب جامعه ی عربی در هزار و چهارصد سال پیش را بر تمام پیروانش فارغ از اینکه در چه زمانی و در کجای جهان زندگی کنند تحمیل کرده است. پاره ای دیگر نیز بر این باورند که دین اسلام در سرشت خود تضادی با چارچوبهای حقوق بشری کنونی ندارد و احکام شریعت در مورد زنان اگر در ظرف تاریخی و فرهنگی خود گذاشته شود، چه بسا برای زمان خود بسیار هم مترقی و ضامن رعایت حقوق زنان و ارتقای جایگاه اجتماعی آنان بوده است.

برای سنجش این دیدگاهها، نگاهی به جایگاه زن در شهر مکه هنگام ظهور دین اسلام ضروری است و از آنجا که تفاوتی که شرع اسلام میان زن و مرد قائل شده ریشه در عنصر جنسی دارد، ترسیم شمایی از عرف و رفتار حاکم بر روابط زن و مرد در آن تاریخ در این شهر هم ضرورت پیدا می کند. آنچه در این نوشتار می آید چکیده ای از روایات مورد اجماع در منابع و مراجع تاریخی و اسلامی است و در صورت استناد به سندی واحد و مشخص، نام آن ذکر شده است.

در شهر مکه محدودیتی برای پوشش زنان وجود نداشته و شکل لباس زنان تنها بر اساس کارکرد آن به عنوان تن پوش و زینت تعیین می شده است. برهنگی امری رایج و عادی بوده و حتی رسم بوده که زنان هنگام طواف کعبه (که در آن هنگام بتخانه بود) لباس خود را می کندند و بر زمین می انداختند و برهنه طواف می کردند، گویا با این انگیزه که مردانشان در پایان طواف و به جا آوردن مراسم مذهبی سالیانه که عید حساب می شده، به آنان لباس نو هدیه دهند. آن گونه که در "صحیح مسلم" نوشته شده، در سال پس از فتح مکه (سال نهم هجری) پیامبر اسلام دستور داد در مسجدالحرام جار بزنند که زنان نباید برهنه شوند. به باور مفسران قرآن، آیه سی و یکم سوره اعراف که می گوید «یا بنی آدم خذو زینتکم عند کل مسجد… (ای فرزندان آدم هنگام ورود به هر مسجدی زینت خود را به همراه داشته باشید) برای نهی زنان از برهنگی در مسجدالحرام نازل شده است.

دوستی و معاشرت میان زن و مرد رایج و عادی بوده و به آن خدن می گفتند. به دوست پسر خلیل و به دوست دختر خلیله می گفته اند. چنین دوستانی با هم ازدواج نمی کردند اما نوعی تعهد هم میانشان بوده و غیر از یکدیگر با کسی دیگر چنین رابطه ای برقرار نمی کردند. از عبدالله بن عباس، پسرعموی پیامبر نقل شده که اگر این دوستی به رابطه جنسی می انجامیده، می کوشیدند این رابطه را پنهان کنند و تا زمانی که این رابطه پنهانی بوده از دید دیگران اشکالی نداشته است، اما در صورتی که رابطه جنسی خود را علنی می کردند سرزنش می شدند. اما پس از ظهور اسلام، قرآن مردان را از ازدواج با زنانی که دوست پسر (خدن) داشته اند نهی کرد (سوره نساء آیه ۲۵)، چه رابطه جنسی آنان آشکار بوده باشد و چه پنهان (سوره انعام آیه ۵۱).

مکه مرکز تجاری و زیارتی شبه جزیره عربستان بوده و تن فروشی زنان نیز یکی از راههای کسب درآمد در این شهر بوده و نقش مهمی در درآمد برخی از خانواده ها داشته است تا آنجا که گفته می شود بزرگان یکی از قبائل از پیامبر خواستند که زنا را برای آنان حلال کند تا مسلمان شوند، چون کسب و کار آنان از این راه است. زنان تن فروش با پارچه سرخ رنگی شناسایی می شدند که بر در خانه می آویختند. بیشتر این زنان همسران مشخص و متشخصی داشتند و نامهای این زنان که به روایاتی نه نفر و به روایاتی دیگر، بیش از ده نفر بودند و باغیه (زناکار) نامیده می شدند در کتابهای تاریخ ثبت است.

از دید "اسامه عکاشه"، نویسنده مصری، بخشی از نزاع بر سر اسلام در مکه، به سبب همین سنت بوده که شماری از قبائل از طریق آن کسب درآمد می کردند و شماری دیگر آن را ننگ می دانستند که پیامبر اسلام هم به همین قبائل تعلق داشت و در دینی که آورد، زنا حرام و مستحق مجازات دانسته شد.

زنانی که با مردان متعدد رابطه جنسی برقرار می کردند اگر شمار این مردان کمتر از ده نفر بود، در صورتی که باردار می شدند این حق را داشتند که پس از تولد فرزند، هر یک از این مردان را که بخواهند به دلخواه خود به عنوان پدر او برگزینند و معرفی کنند. آن مرد یا دیگر مردانی که با وی رابطه داشتند نیز حق نداشتند با انتخاب او مخالفت کنند. به چنین رسمی رهط می گفتند. در صورتی که شمار مردانی که با این زن رابطه داشتند بیش از ده نفر بود، آنگاه تصمیم اینکه فرزند از آن کیست با آن مردان بود.

زنان به شیوه های گوناگون به همسری مردان در می آمدند که بستگی به جایگاه اجتماعی خانواده شان داشت. رایجترین شیوه، خریداری زنان بود که به پدر دختر مبلغی می پرداختند و دختر را که ممکن بود حتی تازه متولد شده باشد از او می خریدند. شیوه رایج دیگر، به اسیری گرفتن زنان در جنگها بود. یا اینکه دو مرد دخترانشان را به یکدیگر می دادند (معروف به شغار) یا در مواردی، زنان همسرانشان را با یکدیگر عوض می کردند (معروف به بدل). گاه مردان با پرداخت مبلغی به زن برای مدت معینی با وی رابطه برقرار می کردند (متعه). هنگامی هم که مردی از دنیا می رفت، همسرانش به پسرانش به ارث می رسیدند (مقت). در مورد رابطه با محارم همان ممنوعیتهایی که در دین اسلام هست پیش از اسلام هم برقرار بود با این تفاوت که مردان می توانستند دو خواهر را با هم به همسری داشته باشند.

خانواده های متشخص دخترانشان را در مقابل دریافت مبلغی که به آن صداق می گفتند به یکدیگر می دادند و تصمیم با پدر یا ولی دختر و پسر بود. به این شیوه بعوله می گفتند (برگرفته شده از کلمه بعل به معنای شوهر). همین شیوه از همسری بود که دین اسلام بر آن صحه گذاشت و به عنوان ازدواج مورد تایید و رسمی برگزید و دیگر شیوه ها را ممنوع کرد. همسری با زنانی که در جنگ اسیر گرفته می شدند را نیز جایز شمرد و در مورد متعه اهل سنت معتقدند که این سنت تا زمانی که پیامبر زنده بوده رواج داشته اما او هنگام بازگشت از واپسین سفر خود به مکه (حجة الوداع)‌ آن را حرام اعلام کرده است، اما بیشتر علمای شیعه چنین روایتی را نمی پذیرند و متعه را مورد تایید اسلام می دانند.

در بسیاری از قبایل، پیوندهای زناشویی چندان استحکامی نداشته و تعصب چندانی بر روابط خارج از ازدواج وجود نداشته است. یکی از سنتهای رایج استبضاع نامیده می شده به این معنی که مردانی که بچه دار نمی شدند یا اینکه می خواستند از فردی که از لحاظ جسمی قوی و تنومند بود یا به صفاتی همچون شجاعت و دانایی شهرت داشت دارای فرزندی شوند، همسر خود را برای همخوابگی نزد او می فرستادند و تا زمانی که مشخص می شد همسرشان از آن مرد باردار شده است با او نزدیکی نمی کردند، فرزندی هم که این گونه به دنیا می آمد فرزند خودشان محسوب می شد نه فرزند آن کسی که همسرشان از او باردار شده است.

در سالهای قحطی یا از شدت فقر نیز گاه مردان همسرشان را به خانه ثروتمندان می فرستادند تا در ازای همبستری با آنان پول یا غذا دریافت کنند. به چنین رسمی مضامده یا ضماد گفته می شده است.

زنان حق جدائی از همسر را داشتند مشروط بر آنکه مبلغی به شوهر بپردازند. به این رسم خلع می گفتند که اسلام نیز بر آن صحه گذاشت و در فقه تحت عنوان طلاق خلع رسمیت یافت که زن می تواند با بخشیدن همه یا بخشی از مهریه اش از همسرش جدا شود. همچنین می توانستند هنگام ازدواج شرط کنند که حق طلاق داشته باشند که این حق هم در اسلام تایید و به رسمیت شناخته شد. عده نگه داشتن پس از جدایی رایج نبوده و زنان می توانستند بلافاصله پس از جدایی به همسری مرد دیگری درآیند. حکایت مشهوری نزد اعراب هست که پیش از اسلام زنی به نام ام خارجه بوده که بیش از چهل بار ازدواج کرده و طول هر بار ازدواجش میان یک شب تا حداکثر، چند روز بوده است. بر اساس این حکایت ضرب المثلی در زبان عربی هست که در کنایه به کاری که خیلی سریع و شتابزده انجام می شود می گویند سریعتر از ازدواج ام خارجه (اسرع من نکاح ام خارجه).

در خانواده های مرفه، در مورد بچه ها رسم بر این بوده که مادران بچه هایشان را شیر ندهند و آنان را پس از تولد به دایه بسپرند. پیامبر اسلام را نیز مادرش شیر نداد و هشت زن مختلف به او شیر دادند که معروفترینشان حلیمه است. حتی هنگامی که بچه را از شیر می گرفتند، برای او پرستار (حاضنه) می گرفتند تا او بچه را بزرگ کند. پیامبر اسلام نیز با اینکه تا شش سالگی مادرش زنده بود، پرستاری به نام ام ایمن داشت. آن گونه که "ابن سعد" در "کتاب طبقات کبیر"، یکی از مراجع اصلی تاریخ صدر اسلام نوشته، دلیل اینکه بچه ها را مادران شیر نمی دادند و بزرگ نمی کردند این بوده که زنان بتوانند براحتی و آزادانه به معاشرت جنسی با همسرشان ادامه دهند و دوباره باردار شوند و همچنین این اعتقاد وجود داشته که رابطه جنسی به شیر مادر زیان می رساند. نوزادان پسر را حتی از محیط خانه دور می کردند و همراه با دایه به بادیه یعنی بیرون از شهر می فرستادند تا همان جا بزرگ شود (در مورد پیامبر اسلام نیز چنین کردند).

دین اسلام فرهنگ جامعه مکه را کاملا تغییر داد و بسیاری از عادات رایج در آن را ممنوع کرد، اما این تغییر و ممنوعیت یکباره و ناگهانی نبود. به نظر می رسد آغاز این تغییرات پس از ورود پیامبر به مدينه بود که فرهنگ مردم آن از لحاظ رفتارهای جنسی و معاشرت با زنان با مکه متفاوت بود. "اوس" و "خزرج"، دو قبیله اصلی مدينه همچون مردم مکه بت پرست بودند، اما بخشی از شهر را "هودیان" تشکیل می دادند که جایگاه زنان در جامعه آنان بر اساس دین یهود تعریف می شد. در این جامعه، ازدواج ضابطه مند وجود داشت، رابطه خارج از ازدواج ممنوع بود و برای پوشش زنان نیز نوعی حجاب در نظر گرفته شده بود.

با ورود پیامبر به مدینه، بت پرستان و بخشی از یهودیان به دین اسلام گرویدند و پیامبر جایگاه حاکم این شهر را یافت و نخستین حکومت اسلامی برپا شد. آن گونه که در کتب تاریخ ثبت است، پس از مدتی مردان مدینه از رفتارهای مهاجرانی که از مکه آمده بودند با زنان به او شکایت کردند. دو روایت معروف در مورد مردانی از اهالی مدینه هست که نزد پیامبر شکایت کردند که مردانی از مهاجرین اهل مکه را در حال همبستری با همسر خود یافته اند ("هلال بن امیه" و "عویمر بن زید" معروف به "ابو دردا"). آن گونه که در روایات آمده پیامبر رفتاری مماشات گونه در قبال این شکایات داشت و کوشید که قضیه را فیصله دهد بی آنکه کار به مجازات آن مردان و زنان بکشد، اما از آن پس بتدریج آیاتی از قرآن نازل شد که بر رفتارهای مهاجران مکی پایان داد و همچون دین یهود، محدودیتهایی بر زنان اعمال کرد و برای روابط خارج از ازدواج مجازاتهایی تعیین کرد. پس از فتح مکه، همین قوانین و ممنوعیتها و محدودیتها در مکه نیز اعمال شد.

گروهی از مدافعان دین اسلام می گویند اینکه زنان و مردان در مکه پیش از همه گیر شدن اسلام آزادیهای بیشتری داشتند لزوما به این معنی نیست که زنان از جایگاه و حقوق بهتری برخوردار بودند بلکه چه بسا حاکی از کم اهمیت شمردن زنان و نگاه شیئ گونه به آنان بوده است. دین اسلام پیوند زناشویی را نظام مند کرد، برای زنان حقوقی تعیین کرد. زنانی که پیشتر خودشان جزو حق الارث به حساب می آمدند دارای حق ارث شدند، مرد مجبور به تامین مالی همسر و پرداخت مهریه به او و حتی پرداخت دستمزد برای شیر دادن بچه شد. البته امروزه کم نیستند باورمندان به دین اسلام که می گویند شاید این دین در هزار و چهارصد سال پیش جایگاه زنان را ارتقا بخشیده باشد، اما گذر زمان و بروز برداشتهای گوناگون و گاه افراطی از این دین از سویی و مقتضیات زمانه ایجاب می کند که در احکامی که شریعت برای زنان وضع کرده، تجدیدنظر شود، تجدیدنظری که به باور آنان، با سرشت و روح دین اسلام در تضاد نیست. نويسنده،مهرداد فرهمند، روزنامه نگار بی بی سی در قاهره.

16-در اعتصاب تاريخی سال 1305 کارگران زن و مرد شرکت نفت ايران و انگليس شرکت کردند. و جالب اينکه، با وجود دستگيری فعالين کارگری مرد، زنان به ابتکار خود اعتصاب را ادامه دادند . خاطرات رزمنده و رهبر کارگری، يوسف افتخاری

17-برگزاری پانزدهمین دوره بازیهای بومی محلی به میزبانی سنه(سنندج)

  • خبرگزاری فرات

  • میسا کلهر - سنه

  • یکشنبه, 6 اوت 2017, 12:48

    پانزدهمین دوره بازیهای بومی محلی در شهر سنه روژهلات کردستان برگزار شد. در این دوره بازیها مسابقات اسب سواری در چندین ماده برگزار شد و شرکت‌کنندگان به رقابت پرداختند.

    در این دوره از مسابقات زنان کرد به صورت گسترده در این رقابتها شرکت کردند و توانستند چندین مقام را نیز بدست آورند.

    در این دوره پنجاه سوارکار در دو رده زنان و مردان شرکت کردند و به هنرنمایی با اسب در دو رشته ترکیبی پرچم برداری و مارپیچ پرداختند. در پایان نفرات اول تا سوم هر دو رده زنان و مردان با رأی داوران برگزیده شدند. این دوره از مسابقات با پیشاهنگی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و همچنین هیئت بازیهای بومی در باشگاه سوارکاری سهند واقع در حومه سنه برگزار گردید.

    18- النا سنت پدرسالاری و برتری مردان را در بين بعضی از بخش های جنبش سوسياليستی تجربه کرد. اينان زنانی را که نظراتشان را با شهامت بيان کنند، تنبيه می شوند. مادر ما(منظور النا) درمجامع عمومی دارد خيلی قدرتمند می شود. لازم است جايش را بداند. النا که برای اولين بار متوجه می شد، او را مخصوصا به خاطر زن بودن مورد حمله قرار داده اند. عليرغم اينکه النا دبير اتحاديه کارگران گاز و يکی از سه نفر نماينده از اتحاديه کارگران گاز به کنگره اتحاديه های کارگری بود، او را از شرکت در کنگره سال 1890 محروم کردند. بيوگرافی النا مارکس، نوشته ريچل هلمز، پاراگراف اول و دوم، ص 339.

    19- دختران نوجوان 9 تا 14 سال درکارخانه "کبريت سازی براينت می" روزانه 14 ساعت، بدون هيچ وسيله ايمنی برای جلوگيری از استنشاق مايع حاوی گازهای مسموم کننده فسفرسفيد کار می کردند. لثه بسياری از اين طلفک ها شديدا آسيب ديده بود. صاحب کارخانه "براينت می" مومن مسيحی و ليبرال به بهانه های کذائی کارگران دختر را جريمه سنگين می کرد، و به هزينه اين طفلک ها مجسمه قهرمانش نخست وزير گلادستون را جلو کارخانه برپا کرده بود.

    20- ويل ثورن از 6 سالگی مجبورگرديد کارکند و کارگری بی سواد بود، تا اينکه، نه تنها، النا بوی سواد آموخت، بلکه به او تا سطح يک رهبرسخنور کارگری کمک فکری نمود. بعدها، با تاسيس حزب کارگر، ويل ثورن نماينده مجلس شد. هم چنين، سه نفر از رهبران کارگری اتحاديه های نوين به ترتيب "جان برن"، "بين تيلت" و "تام من" تحت آموزش سياسی و سوسياليستی النا قرارگرفتند.گرچه، پيشتراز النا، "مری ولستون کرافت" بمثابه پايه گذار فمينيسم در مقطع انقلاب فرانسه و همينطور، تحت تاثير دوران روشنگری و انقلاب فرانسه، روشنفکران در آلمان از برابری جنسی حمايت می کردند، النا اولين زنی است که فراتراز پشتيبانی معنوی برای برابری جنسی، در درون زنان کارگر فعاليت نمود.

    21- علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بيشتر به بخش اول مقاله در سايت www.bee-hive.org مراجعه کنند.

    22-به نقش خانم ناهيد اسکندری، عضوشورای شهر سرکان، ايضا به بخش اول مقاله از سايت بالا ديدن کنيد.

    :