کانتون کوبانی

وقتی اخبار مقاومت مردم کوبانی در مقابل جانوران داعش و دولت های حامی آنان را می خوانم بی اختیار یاد کمون پاریس در 1870 می افتم. مردم پاریس خسته و رنج کشیده از جنگ دولت های پروس و فرانسه، گرسنه و مستاصل از محاصره چندین ماهه توسط ارتش پروس، متنفر از زد و بندهای پنهانی دو دولت در حال جنگ (!؟) برعلیه اکثریت مردم و بخصوص کارگران و زحمتکشان شهر پاریس تصمیم گرفتند سرنوشت خود را به دست خود به گیرند. سامانه اداره شهر و امر دفاع از آن را شورائی و اجتماعی کردند و قوانین آزادی خواهانه به نفع زنان و کارگران تصویب کرده و آن ها را به اجرا گذاشتند. زن و مرد، از پیر و جوان، با هر چه که به دستشان می رسید به دفاع از شهر، آینده خود و فرزندانشان و خواسته های انسانی شان برخاستند.

مردم کوبانی همین کار را کردند. دست روی دست نگذاشتند تا ببینند پیشمرگان این یا آن حزب سیاسی منطقه کی از رهبران خود و دولت های آمریکا و ترکیه اجازه مبارزه علیه داعش و دفاع از کوبانی را خواهند گرفت. از زن و مرد و پیر و جوان دست به دست هم دادند و یک جنبش اجتماعی اداره شهر و دفاع از خود را سازمان دادند. با اسلحه و مهماتی ابتدائی، اما شهامت و درایتی کم نظیر، بدون آن که مرعوب تبلیغات رسانه های گروهی بورژوازی جهانی بشوند جلوی پیشروی داعش را گرفته اند.

کوبانی فقط در محاصره داعش نیست. کوبانی در محاصره فاشیسم منطقه ای و بین المللی است. داعش توسط دولت های آمریکا، ترکیه، عربستان، قطر و امارات عربی شکل گرفته، مسلح شده، آموزش نظامی و سر بریدن دیده و بابت این خدمات به سرمایه داری و فاشیسم جهانی پول هنگفت می گیرد. دشمنان مردم و رزمندگان کانتون کوبانی بسیار گردن کلفت تر و وحشی تر از دشمنان کمون پاریس در 1870 هستند.

فاشیسم در جهان در حال پیشروی است و داعش، فعلا، وحشی ترین نمود این فاشیسم است. امروزه فقط مناسبات اقتصادی سرمایه داری در بحران ساختاری نیست. شیوه حکومت سیاسی پارلمانی سرمایه، آن هم در قلب سرمایه داری جهان، در اروپا و آمریکا، به بن بست خورده است. بورژوازی در سراسر جهان به اشکال مختلف برای حفظ حاکمیت خود به فاشیسم و ابزار فاشیستی کنترل جامعه پناه برده است. در آمریکا با "نشنال سکیوریتی ایجنسی"، در انگلیس با "جی سی اچ کیو" و در سوئد مودب با "اف ار آ" به استراق سمع جمعی پرداخته و آزادگان و افشاگرانی مانند بردلی منینگ، جولیان آسانژ و ادوارد اسنودن را به زندان انداخته، در حصر نگاه داشته و یا به تبعید اجباری محکوم کرده اند. به کسی توضیح نمی دهند! از کسی هم معذرت نمی خواهند!

شرکت کنندگان در خیمه شب بازی انتخابات پارلمانی در این کشورها روز به روز کمتر می شود و در انتخاباتی که انجام می گیرد فاشیست ها منظما رای شان بالا می رود. امروز سی درصد نمایندگان پارلمان اروپا فاشیست هستند و در انتخابات دو ماه گذشته سوئد چهارده درصد کرسی ها به فاشیست ها تعلق گرفت. به این معرکه، حاکمیت شبه فاشیستی سرمایه در چین و روسیه را اضافه کنید، جمهوری اسلامی ایران و افغانستان و پاکستان، عربستان، قطر ووو را در کنارشان بگذارید تا دلیل اصلی پیدایش و رشد خلق الساعه امثال داعش و القاده و بوکوحرام و ال شباب برایتان روشن شود.

ده سال پیش مجله اکونومیست، ارگان مرکزی بالاترین لژ فراماسیونی جهان و مهمترین نشریه و خط دهنده بورژوازی دنیا مقاله ای مهم و تکان دهنده داشت. اکونومیست لیبرال، طی نزدیک به 160 سال از عمر وجودش، همیشه مدافعجدائی دستگاه دینی و مذهبی از دولت بود. در این زمینه خود را مدافع سرسخت آرمان های انقلاب آمریکا و انقلاب کبیر فرانسه اعلام می کرد. اما در این مقاله 18 صفحه ای، پس از ارائه آمار در مورد رشد مذهب و مذهبیت در جهان ناگهان به صراحت اعلام می کند که این معیار سکولار را از مواضع خود حذف کرده و مدافعدخالت مذهب در سیاست و دولت شده است. بهانه ارائه شده جالب و خنده دار بود که می گفت "امروز آخوندها و کشیش ها هستند که می تواند جلوی کشتار مسلمانان و مسیحیان، از یک دیگر، را در شمال نیجریه بگیرند"! بورژوازی جهانی، با آگاهی به بحران ساختاری اقتصادی خود (قبل از 2008) و با اشراف به رنگ باختگی و عدم بررائی حاکمیت پارلمانی اش، کمر به تکمیل ابزار اعمال حاکمیت فاشیستی خود در آینده نزدیک را بسته بود. داعش، بوکوحرام، القائده، ال شباب، حزب "دموکرات های سوئد،، حزب جبهه ملی فرانسه، ستاره شمال ایتالیا، حزب اسقلال بریتانیا، دست گاههای شنود و جاسوسی "نشنال سکیوریتی ایجنسی، "جی سی اچ کیو" بریتانیا و "اف ار آ" سوئد همگی بخشی از زرادخانه رو به گسترش حاکمیت فاشیستی بورژوازی جهانی هستند. زرادخانه ای که هیتلر و موسیلینی و فرانکو به خواب هم نمی دیدند!

زنان و مردان قهرمان و آزادیخواه کوبانی در مقابل این جبهه فاشیستی ایستاده اند. در مقابل این جبهه فاشیستی فقط با سازمانگری شورائی و اجتماعی، متکی به خواسته ها و ارزش های آزادی خواهانه و برابری طلبانه و با میدان کشیدن اکثریت کارگر و مزدبگیر و جان به لب رسیده مردم می توان ایستاد. آزادگان کوبانی همین کار را کرده اند. در مقابل بوکوحرام و ال شباب و طالبان و جمهوری اسلامی هم فقط با این افق و شیوه می توان ایستاد. مثل کوبانی!

آینده جنگ زمندگان کانتون کوبانی روشن نیست. ممکن است مثل کمون پاریس در مقابل سنگینی توحش و قدرت فاشیسم سرمایه داری جهانی شکست بخورند. بیشتر محتمل است که با توجه به پشتیبانی و هشیاری بین المللی آزادیخواهان جهان و آبروباختگی داعش بتوانند شهر و زندگی شان را نجات دهند. در این صورت و به احتمال زیاد جریانات ناسیونالیست کرد منطقه تلاش خواهند کرد تا دستاوردهای این جنبش آزادی خواهانه شورائی را در کیسه های زواردررفته خود پنهان و مخدوش کنند.

نتیجه هر کدام از این ها که باشد، یک دستاورد را هیچ کس نخواهد توانست از رزمندگان کانتون کوبانی و جنبش آزادی خواهانه بشریت در قرن بیست و یکم پس بگیرد. مثل دستاورد جنبش اشغال وال استریت. این دستاورد سازمانگری و مبارزه شورائی متکی به آرمانهای برابری طلبانه و آزادی خواهانه است.

اراده شان پایدار و رزم شان پیروز باد!

زنده باد کانتون کوبانی

فرهاد بشارت

21 اکتبر 2014  

درس ها و کمبودهای جنبش کانتونی روژاوا

نوشته فوق برای اولین بار در کتاب "کوبانی، ادبیات و هنر مقاومت نوین" که به کوشش یاران عزیزم عباس سماکار و بهرام رحمانی گردآوری و منتشر شده انتشار یافت.

از تاریخ انتشار این مقاله قریب شش ماه می گذرد و شاید بی مناسبت نباشد که ادامه تحولات در کوبانی و کل منطقه روژاوا (شمال سوریه)، درس ها و تاثیرات منطقه ای و بین المللی آن مورد بررسی قرار گیرند.

مردم کوبانی و روژاوا در جنگ پیروز شدند و توانستند برای اولین بار جلوی پیشروی داعش را سد کرده و این جانوران وحشی را وادار به عقب نشینی کنند. بخش بزرگی از شهر 400 هزار نفری کوبانی ویران شده و بیش از 200 هزار نفر از ساکنین آن مجبور به مهاجرت و ترک شهر گشته اند. با این همه، نفس این که فاشیست های اسلامی و دولت های منطقه ای و جهانی پشتیبان آنان از یک جنبش مردمی و آزادی خواهانه عمیقا سکولار در یک منطقه از خاورمیانه شکست خورده و مجبور به عقب نشینی شدند پیروزی ای بزرگ و ستودنی برای مردم این ناحیه، واحدهای دفاع از خود آنها و جبش بین المللی آزادی خواهانه و رادیکال است.

این جنبش، شوراهای مردمی سازمانگر آن، "حزب اتحاد دموکراتیک " و واحدهای دفاع از خود مردمی موسم به "ی پی گ" و واحدهای حفاظت زنان موسوم به "ی پی ژ" ماهها است که فازی نوین را در پیکار سخت و سرنوشت سازشان آغاز کرده اند. باسازی کوبانی ویران شده باید هم زمان با ادامه دفاع از منطقه، جلوگیری از حملات جدید داعش و دولت های حامی آن، شکستن توطئه سکوت بین المللی در مورد این جنبش شورائی و بالاخره گسترش آن به سایر شهرها و مناطق روژاوا و سوریه پیش برود! کاری عظیم و سنگین است که فقط از عهده چنین جنبش آزادیخواهانه و شورائی می تواند برآید.

فعلا علاه بر کوبانی، جزیره، قامیشلو و عفرین در منطقه شنگال هم این جنبش شورائی و کانتونی پا گرفته است.

توطئه سکوت بورژوازی جهانی در مورد این جنبش، دستاوردهایش و قانون اساسی آن موسوم به "قرارداد اجتماعی روژاوا" تمامی ندارد. رسانه های اصلی بورژوازی، از جمله در اروپا و آمریکای مدعی دموکراسی، اشاره ای به این جنبش ندارند. آن جا که مجبور به نوعی از توجه به این ناحیه هستند آن را تحت نام "جنبش کردهای سوریه" از محتوای عمیقا اجتماعی، غیرملی و شورائی اش تهی می کنند و بالاخره سکوتشان در مورد "قرارداد اجتماعی روژاوا" حقیقتا کر کننده است.

بیان یک نمونه در این مورد گویا است. 21 فوریه 2015 اعلام شد که خبرنگار مستقل سوئدی، به نام یواکیم مدین، که توسط دولت سوریه در قامیشلو، به عنوان جاسوس اسرائیل، دستگیر شده و به دمشق انتقال داده شده بود آزاد شده است. اخبار رسمی حاکی از این بود که "نیروهای کرد" در سوریه بیست سرباز و یک افسر سوریه ای را با او مبادله کرده اند. اشاره ای به کانتون روژاوا نشد! نامی از نیروهای  "ی پ گ" که این مبادله را ممکن گردانیدند، به میان نیامد! هیچ مصاحبه ای با نماینده رسمی کانتون روژاوا  در سوئد در این مورد در رسانه های اصلی و حاکم نشد! یواکیم مدین، که روزنامه نگاری جوان و باز است، هیچ وقت فرصت نیافت تا در تلویزیون سوئد راجع به اسم و هویت اصلی و سیاسی نجات دهندگانش حرف بزند.

فکر کنید اگر یواکیم توسط دیگر بخش های اپوزیسیون دولت سوریه، یا کوماندوهای دول ترکیه و عربستان و اردن و آمریکا و انگلیس یا فرانسه آزاد شده بود رسانه های جمعی حاکم سوئد و جهان غرب و آمریکا چه جنجالی به راه می انداختند! این یک نمونه مستند، و تر و تازه از توطئه سکوت جهانی در مورد تجربه سکولار کانتون روژاوا  است که پیش تر به آن اشاره کردم.

پایه سیاسی و سازمانی این جنبش خودسازمان یابی شورائی و مفاد ، "قرارداد اجتماعی روژاوا" است. خواندن این قرارداد را به همه کسانی که مایل به شناخت درست این جنبش، دستاوردها و چشم اندازهایش هستند توصیه می کنم. در این جا فقط به چند نکته اساسی و مهم آن بسنده می کنم.

این قرارداد مطلقا غیر قومی، غیر ملی، غیر مذهبی، غیر مردسالاری و عمیقا سکولار است.

در قرارداد آمده است که "زبان های رسمی در کانتون جزیره (این قرارداد ابتدا در کانتون جزیره به بحث، نظرپرسی و رای مردم گذاشته شد و بعد از آن در کل منطقه روژاوا به تائید و تصویب کانتون ها رسید- توضیح از من است) زبان های کردی، عربی و سریانی است و..." این کانتون ها نشانه و پرچم و زبان ملی ندارند و در مقابل هویت های قومی و ملی هوویت شهروندی را اساس کار خود کرده اند. هیات های رفع اختلاف، متشکل از شهروندان منتخب از همه زبانها و گروه های اجتماعی، هر جا که اختلافی بین مردم بروز کند در محل حاضر شده و مشکل را به شکلی صلح آمیز حل می کنند. حاصل این است که زن و مرد کرد، عرب و آسوری زبان شانه به شانه یکدیگر ایستادند و جلوی داعش را گرفتند.

پرجم هایشان رنگ و نشان هیچ ملت و مذهبی را ندارد؛ پرچم شهروندان کانتون ها است!

تصور کنید با همین یک سیاست چگونه می شود جلوی دشمنی ها و جنگ های ملی و قومی و مذهبی را در کل سوریه و عراق و ترکیه و ایران گرفت. آیا نمی شود آذربایجان را "ایالت سهند" خواند که در آن زبان های فارسی و آذری و کردی و آسوری همگی زبان های رسمی هستند؟ آیا نمی شود کردستان را "ایالت آبیدر" نامید که در آن کردی و آذری و فارسی زبان های رسمی هستند؟ کاربرد این سیاست در کل خاورمیانه می تواند نقطه شروع لازم برای خاتمه دادن به دشمنی و جنگ های قومی و ملی گردد.

قرارداد اجتماعی روژاوا برابری کامل حقوقی و عملی زن و مرد را به رسمیت میشناسد، دخالت در زندگی خصوصی و همسرگزینی آنان را ممنوع کرده و تاکید بر آن دارد که در کلیه نهادهای تصمیم گیرنده اجتماعی، سیاسی و نظامی زنان باید حضور داشته باشند. حقوق شهروندان کانتون ها، از جمله زنان، مطقا غیرمذهبی، غیراسلامی و سکولار است. حاصل شرکت چشمگیر و تعیین کننده زنان در جنگ با داعش و سازمان دهی کانتون ها بوده است. بدون شرکت وسیع زنان در این جنبش پیروزی بر داعش غیرممکن بود. امروز فرماندهان نظامی زن کانتون ها چهره های محبوب و مورد اعتماد مردم هستند.

تصور کنید این شکل از حل عملی و شورائی ستم برزن چه الگوی موثری برای برچیدن قوانین و رسوم وحشیانه ضد زن در کل خاورمیانه می تواند باشد.

در قرارداد اجتماعی روژاوا نکات مثبت بسیاری، از جمله برخی تامین های اجتماعی برای همه شهروندان وجود دارد. اما این قرارداد از اشکالات و کمبودهای مهمی هم رنج می برد. مهم ترین اشکالات این است که تمامی این قوانین سکولار در جامعه سرمایه داری تعریف می شوند و هیچ مطالبه و چشم اندازی خارج مناسبات سرمایه داری دیده نمی شود. در این کانتون ها، مثل همه جهان، مناسبات سرمایه داری، مالکیت خصوصی ، تولید برای سود متکی بر بهره کشی از مزدبگیران و کارگران در شکل پرداخت مزد حاکم است.

در ماده چهل و یکم آمده است که "حق مالکیت خصوصی محفوظ است ..."

مناسبات سرمایه داری در قلب اروپا امروز دچار بحران است و نمی تواند جواب دهها میلیون جوان بیکار، مستاصل و خشمگین را دهد. انتخابات بعد از انتخابات رای فاشیست ها بیشتر می شود. کانتون روژاوا نمی تواند یک سرمایه داری بی عیب و انسانی و طبیعت دوست به دست دهد.

در ماده چهلم اعلام می شود که "محصولات، منابع زیرزمینی و روزمینی، دارائی عمومی جامعه محسوب می شود و نحوه استفاده، تخصیص و بهره برداری از آن ها بر اساس مقررات مشخص می شود."

در ماده چهل و دوم اعلام می شود "...در خود مدیریتی دموکراتیک،دست مزد افراد بر اساس میزان فعالیت آن ها محاسبه می شود و بر این اساس یک اقتصاد مشترک و رقابتی را می پذیرد. اقتصاد انحصاری (ذخیره سازی) را ممنوع می کند و عدالت اجتماعی را برقرار می سازد. ابزار تولید بر اساس ملکیت ملی ایجاد می شوند ..."

همه این ها اما مفادی گنگ و تفسیربردارهستند و از چهارچوب مناسبات سرمایه داری فراتر نمی روند.

پیش شرط های اساسی فرا رفتن از نظام سرمایه داری، یعنی برچیدن مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و توزیع و ارتباطات، تولید برای سود و الغای کار مزدی روشن هستند. هر جامعه ای که توانائی تولید کافی مسکن، غذا، پوشاک، بهداشت، آموزش و پرورش، ارتباطات برای همه شهروندان بطور برابر را داشته باشد، در سال 2015 دیگر می تواند توحش مناسبات سرمایه داری را پشت سر گذاشته و به مناسبات پساسرمایه داری، سوسیالیستی و واقعا آزاد قدم گذارد.*

کانتون روژاوا امروز درگیر جنگ علنی یا پوشیده با دشمنان و دول بسیاری است. جامعه در حالت عادی نیست و این را همه می دانند. تولید مکفی آن مایحتاج اولیه برای همه مشکل است و با سختی پیش می رود. همه این ها می توانند دلایلی عملی و فهمیدنی برای عدم اولویت دادن به مطالبات ضدسرمایه داری در قرارداد اجتماعی روژاوا باشد. اما عدم طرح تناقضات و توحش پیدای سرمایه داری علیه بشریت در این قرارداد اجتماعی به همراه فقدان چشم اندازی عملی برای فرا رفتن از مناسبات سرمایه داری، چه خصوصی و چه دولتی، اشتباه و حاوی احتمالات خطرناکی برای کل کانتون ها و جنبش شورائی در این منطقه است. داریم در مورد منطقه ای صحبت می کنیم که بیش از 3 میلیون جمعیت دارد و به یمن درایت، نواندیشی و جسارت مبتکران و پیشکسوتان جنبش آزادی خواهانه روژاوا، اکثریت مردم منطقه سازمانیابی شورائی را در سخت ترین شرایط پذیرفته، از آن خود کرده و این گونه سازمان یافته اند. از نظر سیاسی، سازمانیابی شورائی و فرهنگ غالب اجتماعی فضا برای طرح تناقضات و توحش نظام سرمایه داری و دادن چشم اندازی عملی برای فرارفتن از این مناسبات مطلوب است.

نکته بسیار مهم دیگری هم در این جا باید گفته شود. عبدالله اوجالان، رهبر سابق و پیشکسوت پ.کا.کا.، که فعلا در جزیره ای در ترکیه زندانی و در انتظار اعدام است، از چند سال پیش دیدگاه های ملی گرایانه گذشته خود را نقد کرده، طی نوشته هائی ملی گرائی را ایدئولوژی ای بورژوائی و مضر برای بشریت خوانده، ناقد کیش شخصیت و از آن جمله رفتار سیاسی خودش و فرهنگ پ.کا.کا در گذشته شده و طرفدار جنبش شورائی و خودگردان از پائین و بطن جامعه گردیده است. این پدیده مهمی است. یکی از مهم ترین شخصیت های ملی گرائی کرد، و از آن جا ملی گرائی چپ در خاورمیانه، کل ملی گرائی را به چالش کشیده است. وی خواهان کنار گذاشتن اسلحه و جنگ برای منافع و مطالبات ملی کرد شده و طرف دار مبارزه سیاسی برای استقرار دموکراسی شورائی، مردمی و از پائین در کل ترکیه گردیده است. در کل تشکیلات پ.کا.کا این تحولی عظیم و در جریان است. شواهد و اسناد حاکی از تمایل بخش بزرگی از اعضای  این سازمان به سمت پذیرش اساس دیدگاهها و سمت گیری جدید عبدالله اوجالان است.

پ. کا.کا سازمانی است که از جانب اتحادیه اروپا و آمریکا، به اتهام تروریسم تحت پیگرد و حصر است. تبلیغاتی در برخی رسانه های بورژوائی و ملی گرایانه در مورد تحت تاثیر بودن جنبش کانتونی روژاوا از عبدالله اوجالان و پ.کا.کا وجود دارد. برخی دیگر ادعا می کنند که این اوجالان و پ.کا.کا هستند که از جنبش کانتونی در روژاوا تاثیر پذیرفته اند. همین صحبت ها از جمله بهانه هائی شده اند که اروپای غربی و آمریکا جنبش کانتونی روژاوا را در سایه نگه دارند و ترس از آن را در میان آزادی خواهان جهان دامن بزنند. من نمی دانم که کدام یک از این ادعاها، یا چه ترکیبی از آن ها، درست هستند. علی رغم هر یک از این ادعاها و شایعه پراکنی ها، آزادی خواهان، انترناسیونالیست ها و فعالان کارگری جهان پدیده وجود و گسترش کانتون های روژاوا، و تغییر مواضع ایدئولوژیک و سیاسی اوجالان و پ. کا.کا. را باید به فال نیک بگیرند. عبدالله اوجالان امروز بی شک در صف پیشرو و آزادی خواه بشریت قرار دارد و باید برای رهائی اش تلاش کرد. کاش ملی گرایان چپ فارس و کرد و عرب و آذری و بلوچ در ایران از اوجالان امروز درس بگیرند و آب به آسیاب توطئه های بورژوازی نریزند!**  

دیالوگ صمیمانه با این جنبش و نهادها و رهبران آن فقط می تواند، و باید، در متن و دریائی از همبستگی عملی برای دفع شرارت های داعش، دول عربستان، قطر، ترکیه، سوریه، عراق، اقلیم کردستان عراق، جمهوری اسلامی ایران، آمریکا و غیره صورت بگیرد. کانتون های کوبانی و روژاوا برای بازسازی شهر ویران شده نباید خود را فاقد پشتیبانی عملی جهانی بیابند.

مشکلی که در مورد شرایط فرا رفتن از مناسبات سرمایه داری در بالا مورد اشاره قرار گرفت، از نظر تئوریک، صرفا امری محدود به روژاوا، کانتون های آن و دست اندرکارانشان نیست. این صورت یک مساله جهانی است و از همه فعالین ضدسرمایه داری، سوسیالیست، کمونیست و آزادی خواه جهان اشتراک مساعی و جواب هائی عملی و متکی به مقدورات و امکانات و تجارب بشریت قرن بیست و یکم را می طلبد.

فضای سیاسی در روژاو و به درجات کمتری در بخش های دیگر سوریه و ترکیه برای تحولات تاریخ ساز دارد بهتر می شود. اما حتی اگر رهبران کنونی این جنبش شورائی و اکثریت مردم متشکل در کانتون ها نخواهند و یا نتوانند از دایره مناسبات سرمایه داری فراتر روند بازهم تجربه کانتون های روژاوا قابل احترام و شایسته پشتیبانی جهانی هستند. در این برهه از تاریخ خاورمیانه سکولاریسم بی قید و شرط حاکم بر این جنبش، و سازمانیابی شورائی و کانتونی اکثریت مردم این منطقه را باید عزیز داشت و از پشتیبانی عملی جهانی بی بهره نگذاشت.

زنده و بالنده باد کانتون های روژاوا

فرهاد بشارت

27 آوریل 2015

* برای آشنائی با نظرات نویسنده در مورد "کار، تولید و توزیع در جامعه پسا سرمایه داری" می توانید به فیلم ویدیوئی در لینک زیر نگاه کنید:

https://www.youtube.com/watch?v=ruDQ-sEtSfk      

** برای آشنائی با نظرات نویسنده در مورد مساله ملی می توانید فیلم ویدیوئی در لینک زیر را ببینید. فیلم این سخنرانی برای اولین بار توسط سایت نگاه منتشر شد.

https://www.youtube.com/watch?v=FRpVtkCbHuQ

  

 

 

   

کانتون کوبانی

وقتی اخبار مقاومت مردم کوبانی در مقابل جانوران داعش و دولت های حامی آنان را می خوانم بی اختیار یاد کمون پاریس در 1870 می افتم. مردم پاریس خسته و رنج کشیده از جنگ دولت های پروس و فرانسه، گرسنه و مستاصل از محاصره چندین ماهه توسط ارتش پروس، متنفر از زد و بندهای پنهانی دو دولت در حال جنگ (!؟) برعلیه اکثریت مردم و بخصوص کارگران و زحمتکشان شهر پاریس تصمیم گرفتند سرنوشت خود را به دست خود به گیرند. سامانه اداره شهر و امر دفاع از آن را شورائی و اجتماعی کردند و قوانین آزادی خواهانه به نفع زنان و کارگران تصویب کرده و آن ها را به اجرا گذاشتند. زن و مرد، از پیر و جوان، با هر چه که به دستشان می رسید به دفاع از شهر، آینده خود و فرزندانشان و خواسته های انسانی شان برخاستند.

مردم کوبانی همین کار را کردند. دست روی دست نگذاشتند تا ببینند پیشمرگان این یا آن حزب سیاسی منطقه کی از رهبران خود و دولت های آمریکا و ترکیه اجازه مبارزه علیه داعش و دفاع از کوبانی را خواهند گرفت. از زن و مرد و پیر و جوان دست به دست هم دادند و یک جنبش اجتماعی اداره شهر و دفاع از خود را سازمان دادند. با اسلحه و مهماتی ابتدائی، اما شهامت و درایتی کم نظیر، بدون آن که مرعوب تبلیغات رسانه های گروهی بورژوازی جهانی بشوند جلوی پیشروی داعش را گرفته اند.

کوبانی فقط در محاصره داعش نیست. کوبانی در محاصره فاشیسم منطقه ای و بین المللی است. داعش توسط دولت های آمریکا، ترکیه، عربستان، قطر و امارات عربی شکل گرفته، مسلح شده، آموزش نظامی و سر بریدن دیده و بابت این خدمات به سرمایه داری و فاشیسم جهانی پول هنگفت می گیرد. دشمنان مردم و رزمندگان کانتون کوبانی بسیار گردن کلفت تر و وحشی تر از دشمنان کمون پاریس در 1870 هستند.

فاشیسم در جهان در حال پیشروی است و داعش، فعلا، وحشی ترین نمود این فاشیسم است. امروزه فقط مناسبات اقتصادی سرمایه داری در بحران ساختاری نیست. شیوه حکومت سیاسی پارلمانی سرمایه، آن هم در قلب سرمایه داری جهان، در اروپا و آمریکا، به بن بست خورده است. بورژوازی در سراسر جهان به اشکال مختلف برای حفظ حاکمیت خود به فاشیسم و ابزار فاشیستی کنترل جامعه پناه برده است. در آمریکا با "نشنال سکیوریتی ایجنسی"، در انگلیس با "جی سی اچ کیو" و در سوئد مودب با "اف ار آ" به استراق سمع جمعی پرداخته و آزادگان و افشاگرانی مانند بردلی منینگ، جولیان آسانژ و ادوارد اسنودن را به زندان انداخته، در حصر نگاه داشته و یا به تبعید اجباری محکوم کرده اند. به کسی توضیح نمی دهند! از کسی هم معذرت نمی خواهند!

شرکت کنندگان در خیمه شب بازی انتخابات پارلمانی در این کشورها روز به روز کمتر می شود و در انتخاباتی که انجام می گیرد فاشیست ها منظما رای شان بالا می رود. امروز سی درصد نمایندگان پارلمان اروپا فاشیست هستند و در انتخابات دو ماه گذشته سوئد چهارده درصد کرسی ها به فاشیست ها تعلق گرفت. به این معرکه، حاکمیت شبه فاشیستی سرمایه در چین و روسیه را اضافه کنید، جمهوری اسلامی ایران و افغانستان و پاکستان، عربستان، قطر ووو را در کنارشان بگذارید تا دلیل اصلی پیدایش و رشد خلق الساعه امثال داعش و القاده و بوکوحرام و ال شباب برایتان روشن شود.

ده سال پیش مجله اکونومیست، ارگان مرکزی بالاترین لژ فراماسیونی جهان و مهمترین نشریه و خط دهنده بورژوازی دنیا مقاله ای مهم و تکان دهنده داشت. اکونومیست لیبرال، طی نزدیک به 160 سال از عمر وجودش، همیشه مدافعجدائی دستگاه دینی و مذهبی از دولت بود. در این زمینه خود را مدافع سرسخت آرمان های انقلاب آمریکا و انقلاب کبیر فرانسه اعلام می کرد. اما در این مقاله 18 صفحه ای، پس از ارائه آمار در مورد رشد مذهب و مذهبیت در جهان ناگهان به صراحت اعلام می کند که این معیار سکولار را از مواضع خود حذف کرده و مدافعدخالت مذهب در سیاست و دولت شده است. بهانه ارائه شده جالب و خنده دار بود که می گفت "امروز آخوندها و کشیش ها هستند که می تواند جلوی کشتار مسلمانان و مسیحیان، از یک دیگر، را در شمال نیجریه بگیرند"! بورژوازی جهانی، با آگاهی به بحران ساختاری اقتصادی خود (قبل از 2008) و با اشراف به رنگ باختگی و عدم بررائی حاکمیت پارلمانی اش، کمر به تکمیل ابزار اعمال حاکمیت فاشیستی خود در آینده نزدیک را بسته بود. داعش، بوکوحرام، القائده، ال شباب، حزب "دموکرات های سوئد،، حزب جبهه ملی فرانسه، ستاره شمال ایتالیا، حزب اسقلال بریتانیا، دست گاههای شنود و جاسوسی "نشنال سکیوریتی ایجنسی، "جی سی اچ کیو" بریتانیا و "اف ار آ" سوئد همگی بخشی از زرادخانه رو به گسترش حاکمیت فاشیستی بورژوازی جهانی هستند. زرادخانه ای که هیتلر و موسیلینی و فرانکو به خواب هم نمی دیدند!

زنان و مردان قهرمان و آزادیخواه کوبانی در مقابل این جبهه فاشیستی ایستاده اند. در مقابل این جبهه فاشیستی فقط با سازمانگری شورائی و اجتماعی، متکی به خواسته ها و ارزش های آزادی خواهانه و برابری طلبانه و با میدان کشیدن اکثریت کارگر و مزدبگیر و جان به لب رسیده مردم می توان ایستاد. آزادگان کوبانی همین کار را کرده اند. در مقابل بوکوحرام و ال شباب و طالبان و جمهوری اسلامی هم فقط با این افق و شیوه می توان ایستاد. مثل کوبانی!

آینده جنگ زمندگان کانتون کوبانی روشن نیست. ممکن است مثل کمون پاریس در مقابل سنگینی توحش و قدرت فاشیسم سرمایه داری جهانی شکست بخورند. بیشتر محتمل است که با توجه به پشتیبانی و هشیاری بین المللی آزادیخواهان جهان و آبروباختگی داعش بتوانند شهر و زندگی شان را نجات دهند. در این صورت و به احتمال زیاد جریانات ناسیونالیست کرد منطقه تلاش خواهند کرد تا دستاوردهای این جنبش آزادی خواهانه شورائی را در کیسه های زواردررفته خود پنهان و مخدوش کنند.

نتیجه هر کدام از این ها که باشد، یک دستاورد را هیچ کس نخواهد توانست از رزمندگان کانتون کوبانی و جنبش آزادی خواهانه بشریت در قرن بیست و یکم پس بگیرد. مثل دستاورد جنبش اشغال وال استریت. این دستاورد سازمانگری و مبارزه شورائی متکی به آرمانهای برابری طلبانه و آزادی خواهانه است.

اراده شان پایدار و رزم شان پیروز باد!

زنده باد کانتون کوبانی

فرهاد بشارت

21 اکتبر 2014  

درس ها و کمبودهای جنبش کانتونی روژاوا

نوشته فوق برای اولین بار در کتاب "کوبانی، ادبیات و هنر مقاومت نوین" که به کوشش یاران عزیزم عباس سماکار و بهرام رحمانی گردآوری و منتشر شده انتشار یافت.

از تاریخ انتشار این مقاله قریب شش ماه می گذرد و شاید بی مناسبت نباشد که ادامه تحولات در کوبانی و کل منطقه روژاوا (شمال سوریه)، درس ها و تاثیرات منطقه ای و بین المللی آن مورد بررسی قرار گیرند.

مردم کوبانی و روژاوا در جنگ پیروز شدند و توانستند برای اولین بار جلوی پیشروی داعش را سد کرده و این جانوران وحشی را وادار به عقب نشینی کنند. بخش بزرگی از شهر 400 هزار نفری کوبانی ویران شده و بیش از 200 هزار نفر از ساکنین آن مجبور به مهاجرت و ترک شهر گشته اند. با این همه، نفس این که فاشیست های اسلامی و دولت های منطقه ای و جهانی پشتیبان آنان از یک جنبش مردمی و آزادی خواهانه عمیقا سکولار در یک منطقه از خاورمیانه شکست خورده و مجبور به عقب نشینی شدند پیروزی ای بزرگ و ستودنی برای مردم این ناحیه، واحدهای دفاع از خود آنها و جبش بین المللی آزادی خواهانه و رادیکال است.

این جنبش، شوراهای مردمی سازمانگر آن، "حزب اتحاد دموکراتیک " و واحدهای دفاع از خود مردمی موسم به "ی پی گ" و واحدهای حفاظت زنان موسوم به "ی پی ژ" ماهها است که فازی نوین را در پیکار سخت و سرنوشت سازشان آغاز کرده اند. باسازی کوبانی ویران شده باید هم زمان با ادامه دفاع از منطقه، جلوگیری از حملات جدید داعش و دولت های حامی آن، شکستن توطئه سکوت بین المللی در مورد این جنبش شورائی و بالاخره گسترش آن به سایر شهرها و مناطق روژاوا و سوریه پیش برود! کاری عظیم و سنگین است که فقط از عهده چنین جنبش آزادیخواهانه و شورائی می تواند برآید.

فعلا علاه بر کوبانی، جزیره، قامیشلو و عفرین در منطقه شنگال هم این جنبش شورائی و کانتونی پا گرفته است.

توطئه سکوت بورژوازی جهانی در مورد این جنبش، دستاوردهایش و قانون اساسی آن موسوم به "قرارداد اجتماعی روژاوا" تمامی ندارد. رسانه های اصلی بورژوازی، از جمله در اروپا و آمریکای مدعی دموکراسی، اشاره ای به این جنبش ندارند. آن جا که مجبور به نوعی از توجه به این ناحیه هستند آن را تحت نام "جنبش کردهای سوریه" از محتوای عمیقا اجتماعی، غیرملی و شورائی اش تهی می کنند و بالاخره سکوتشان در مورد "قرارداد اجتماعی روژاوا" حقیقتا کر کننده است.

بیان یک نمونه در این مورد گویا است. 21 فوریه 2015 اعلام شد که خبرنگار مستقل سوئدی، به نام یواکیم مدین، که توسط دولت سوریه در قامیشلو، به عنوان جاسوس اسرائیل، دستگیر شده و به دمشق انتقال داده شده بود آزاد شده است. اخبار رسمی حاکی از این بود که "نیروهای کرد" در سوریه بیست سرباز و یک افسر سوریه ای را با او مبادله کرده اند. اشاره ای به کانتون روژاوا نشد! نامی از نیروهای  "ی پ گ" که این مبادله را ممکن گردانیدند، به میان نیامد! هیچ مصاحبه ای با نماینده رسمی کانتون روژاوا  در سوئد در این مورد در رسانه های اصلی و حاکم نشد! یواکیم مدین، که روزنامه نگاری جوان و باز است، هیچ وقت فرصت نیافت تا در تلویزیون سوئد راجع به اسم و هویت اصلی و سیاسی نجات دهندگانش حرف بزند.

فکر کنید اگر یواکیم توسط دیگر بخش های اپوزیسیون دولت سوریه، یا کوماندوهای دول ترکیه و عربستان و اردن و آمریکا و انگلیس یا فرانسه آزاد شده بود رسانه های جمعی حاکم سوئد و جهان غرب و آمریکا چه جنجالی به راه می انداختند! این یک نمونه مستند، و تر و تازه از توطئه سکوت جهانی در مورد تجربه سکولار کانتون روژاوا است که پیش تر به آن اشاره کردم.

پایه سیاسی و سازمانی این جنبش خودسازمان یابی شورائی و مفاد ، "قرارداد اجتماعی روژاوا" است. خواندن این قرارداد را به همه کسانی که مایل به شناخت درست این جنبش، دستاوردها و چشم اندازهایش هستند توصیه می کنم. در این جا فقط به چند نکته اساسی و مهم آن بسنده می کنم.

این قرارداد مطلقا غیر قومی، غیر ملی، غیر مذهبی، غیر مردسالاری و عمیقا سکولار است.

در قرارداد آمده است که "زبان های رسمی در کانتون جزیره (این قرارداد ابتدا در کانتون جزیره به بحث، نظرپرسی و رای مردم گذاشته شد و بعد از آن در کل منطقه روژاوا به تائید و تصویب کانتون ها رسید- توضیح از من است) زبان های کردی، عربی و سریانی است و..." این کانتون ها نشانه و پرچم و زبان ملی ندارند و در مقابل هویت های قومی و ملی هوویت شهروندی را اساس کار خود کرده اند. هیات های رفع اختلاف، متشکل از شهروندان منتخب از همه زبانها و گروه های اجتماعی، هر جا که اختلافی بین مردم بروز کند در محل حاضر شده و مشکل را به شکلی صلح آمیز حل می کنند. حاصل این است که زن و مرد کرد، عرب و آسوری زبان شانه به شانه یکدیگر ایستادند و جلوی داعش را گرفتند.

پرجم هایشان رنگ و نشان هیچ ملت و مذهبی را ندارد؛ پرچم شهروندان کانتون ها است!

تصور کنید با همین یک سیاست چگونه می شود جلوی دشمنی ها و جنگ های ملی و قومی و مذهبی را در کل سوریه و عراق و ترکیه و ایران گرفت. آیا نمی شود آذربایجان را "ایالت سهند" خواند که در آن زبان های فارسی و آذری و کردی و آسوری همگی زبان های رسمی هستند؟ آیا نمی شود کردستان را "ایالت آبیدر" نامید که در آن کردی و آذری و فارسی زبان های رسمی هستند؟ کاربرد این سیاست در کل خاورمیانه می تواند نقطه شروع لازم برای خاتمه دادن به دشمنی و جنگ های قومی و ملی گردد.

قرارداد اجتماعی روژاوا برابری کامل حقوقی و عملی زن و مرد را به رسمیت میشناسد، دخالت در زندگی خصوصی و همسرگزینی آنان را ممنوع کرده و تاکید بر آن دارد که در کلیه نهادهای تصمیم گیرنده اجتماعی، سیاسی و نظامی زنان باید حضور داشته باشند. حقوق شهروندان کانتون ها، از جمله زنان، مطقا غیرمذهبی، غیراسلامی و سکولار است. حاصل شرکت چشمگیر و تعیین کننده زنان در جنگ با داعش و سازمان دهی کانتون ها بوده است. بدون شرکت وسیع زنان در این جنبش پیروزی بر داعش غیرممکن بود. امروز فرماندهان نظامی زن کانتون ها چهره های محبوب و مورد اعتماد مردم هستند.

تصور کنید این شکل از حل عملی و شورائی ستم برزن چه الگوی موثری برای برچیدن قوانین و رسوم وحشیانه ضد زن در کل خاورمیانه می تواند باشد.

در قرارداد اجتماعی روژاوا نکات مثبت بسیاری، از جمله برخی تامین های اجتماعی برای همه شهروندان وجود دارد. اما این قرارداد از اشکالات و کمبودهای مهمی هم رنج می برد. مهم ترین اشکالات این است که تمامی این قوانین سکولار در جامعه سرمایه داری تعریف می شوند و هیچ مطالبه و چشم اندازی خارج مناسبات سرمایه داری دیده نمی شود. در این کانتون ها، مثل همه جهان، مناسبات سرمایه داری، مالکیت خصوصی ، تولید برای سود متکی بر بهره کشی از مزدبگیران و کارگران در شکل پرداخت مزد حاکم است.

در ماده چهل و یکم آمده است که "حق مالکیت خصوصی محفوظ است ..."

مناسبات سرمایه داری در قلب اروپا امروز دچار بحران است و نمی تواند جواب دهها میلیون جوان بیکار، مستاصل و خشمگین را دهد. انتخابات بعد از انتخابات رای فاشیست ها بیشتر می شود. کانتون روژاوا نمی تواند یک سرمایه داری بی عیب و انسانی و طبیعت دوست به دست دهد.

در ماده چهلم اعلام می شود که "محصولات، منابع زیرزمینی و روزمینی، دارائی عمومی جامعه محسوب می شود و نحوه استفاده، تخصیص و بهره برداری از آن ها بر اساس مقررات مشخص می شود."

در ماده چهل و دوم اعلام می شود "...در خود مدیریتی دموکراتیک،دست مزد افراد بر اساس میزان فعالیت آن ها محاسبه می شود و بر این اساس یک اقتصاد مشترک و رقابتی را می پذیرد. اقتصاد انحصاری (ذخیره سازی) را ممنوع می کند و عدالت اجتماعی را برقرار می سازد. ابزار تولید بر اساس ملکیت ملی ایجاد می شوند ..."

همه این ها اما مفادی گنگ و تفسیربردارهستند و از چهارچوب مناسبات سرمایه داری فراتر نمی روند.

پیش شرط های اساسی فرا رفتن از نظام سرمایه داری، یعنی برچیدن مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و توزیع و ارتباطات، تولید برای سود و الغای کار مزدی روشن هستند. هر جامعه ای که توانائی تولید کافی مسکن، غذا، پوشاک، بهداشت، آموزش و پرورش، ارتباطات برای همه شهروندان بطور برابر را داشته باشد، در سال 2015 دیگر می تواند توحش مناسبات سرمایه داری را پشت سر گذاشته و به مناسبات پساسرمایه داری، سوسیالیستی و واقعا آزاد قدم گذارد.*

کانتون روژاوا امروز درگیر جنگ علنی یا پوشیده با دشمنان و دول بسیاری است. جامعه در حالت عادی نیست و این را همه می دانند. تولید مکفی آن مایحتاج اولیه برای همه مشکل است و با سختی پیش می رود. همه این ها می توانند دلایلی عملی و فهمیدنی برای عدم اولویت دادن به مطالبات ضدسرمایه داری در قرارداد اجتماعی روژاوا باشد. اما عدم طرح تناقضات و توحش پیدای سرمایه داری علیه بشریت در این قرارداد اجتماعی به همراه فقدان چشم اندازی عملی برای فرا رفتن از مناسبات سرمایه داری، چه خصوصی و چه دولتی، اشتباه و حاوی احتمالات خطرناکی برای کل کانتون ها و جنبش شورائی در این منطقه است. داریم در مورد منطقه ای صحبت می کنیم که بیش از 3 میلیون جمعیت دارد و به یمن درایت، نواندیشی و جسارت مبتکران و پیشکسوتان جنبش آزادی خواهانه روژاوا، اکثریت مردم منطقه سازمانیابی شورائی را در سخت ترین شرایط پذیرفته، از آن خود کرده و این گونه سازمان یافته اند. از نظر سیاسی، سازمانیابی شورائی و فرهنگ غالب اجتماعی فضا برای طرح تناقضات و توحش نظام سرمایه داری و دادن چشم اندازی عملی برای فرارفتن از این مناسبات مطلوب است.

نکته بسیار مهم دیگری هم در این جا باید گفته شود. عبدالله اوجالان، رهبر سابق و پیشکسوت پ.کا.کا.، که فعلا در جزیره ای در ترکیه زندانی و در انتظار اعدام است، از چند سال پیش دیدگاه های ملی گرایانه گذشته خود را نقد کرده، طی نوشته هائی ملی گرائی را ایدئولوژی ای بورژوائی و مضر برای بشریت خوانده، ناقد کیش شخصیت و از آن جمله رفتار سیاسی خودش و فرهنگ پ.کا.کا در گذشته شده و طرفدار جنبش شورائی و خودگردان از پائین و بطن جامعه گردیده است. این پدیده مهمی است. یکی از مهم ترین شخصیت های ملی گرائی کرد، و از آن جا ملی گرائی چپ در خاورمیانه، کل ملی گرائی را به چالش کشیده است. وی خواهان کنار گذاشتن اسلحه و جنگ برای منافع و مطالبات ملی کرد شده و طرف دار مبارزه سیاسی برای استقرار دموکراسی شورائی، مردمی و از پائین در کل ترکیه گردیده است. در کل تشکیلات پ.کا.کا این تحولی عظیم و در جریان است. شواهد و اسناد حاکی از تمایل بخش بزرگی از اعضای  این سازمان به سمت پذیرش اساس دیدگاهها و سمت گیری جدید عبدالله اوجالان است.

پ. کا.کا سازمانی است که از جانب اتحادیه اروپا و آمریکا، به اتهام تروریسم تحت پیگرد و حصر است. تبلیغاتی در برخی رسانه های بورژوائی و ملی گرایانه در مورد تحت تاثیر بودن جنبش کانتونی روژاوا از عبدالله اوجالان و پ.کا.کا وجود دارد. برخی دیگر ادعا می کنند که این اوجالان و پ.کا.کا هستند که از جنبش کانتونی در روژاوا تاثیر پذیرفته اند. همین صحبت ها از جمله بهانه هائی شده اند که اروپای غربی و آمریکا جنبش کانتونی روژاوا را در سایه نگه دارند و ترس از آن را در میان آزادی خواهان جهان دامن بزنند. من نمی دانم که کدام یک از این ادعاها، یا چه ترکیبی از آن ها، درست هستند. علی رغم هر یک از این ادعاها و شایعه پراکنی ها، آزادی خواهان، انترناسیونالیست ها و فعالان کارگری جهان پدیده وجود و گسترش کانتون های روژاوا، و تغییر مواضع ایدئولوژیک و سیاسی اوجالان و پ. کا.کا. را باید به فال نیک بگیرند. عبدالله اوجالان امروز بی شک در صف پیشرو و آزادی خواه بشریت قرار دارد و باید برای رهائی اش تلاش کرد. کاش ملی گرایان چپ فارس و کرد و عرب و آذری و بلوچ در ایران از اوجالان امروز درس بگیرند و آب به آسیاب توطئه های بورژوازی نریزند!**  

دیالوگ صمیمانه با این جنبش و نهادها و رهبران آن فقط می تواند، و باید، در متن و دریائی از همبستگی عملی برای دفع شرارت های داعش، دول عربستان، قطر، ترکیه، سوریه، عراق، اقلیم کردستان عراق، جمهوری اسلامی ایران، آمریکا و غیره صورت بگیرد. کانتون های کوبانی و روژاوا برای بازسازی شهر ویران شده نباید خود را فاقد پشتیبانی عملی جهانی بیابند.

مشکلی که در مورد شرایط فرا رفتن از مناسبات سرمایه داری در بالا مورد اشاره قرار گرفت، از نظر تئوریک، صرفا امری محدود به روژاوا، کانتون های آن و دست اندرکارانشان نیست. این صورت یک مساله جهانی است و از همه فعالین ضدسرمایه داری، سوسیالیست، کمونیست و آزادی خواه جهان اشتراک مساعی و جواب هائی عملی و متکی به مقدورات و امکانات و تجارب بشریت قرن بیست و یکم را می طلبد.

فضای سیاسی در روژاو و به درجات کمتری در بخش های دیگر سوریه و ترکیه برای تحولات تاریخ ساز دارد بهتر می شود. اما حتی اگر رهبران کنونی این جنبش شورائی و اکثریت مردم متشکل در کانتون ها نخواهند و یا نتوانند از دایره مناسبات سرمایه داری فراتر روند بازهم تجربه کانتون های روژاوا قابل احترام و شایسته پشتیبانی جهانی هستند. در این برهه از تاریخ خاورمیانه سکولاریسم بی قید و شرط حاکم بر این جنبش، و سازمانیابی شورائی و کانتونی اکثریت مردم این منطقه را باید عزیز داشت و از پشتیبانی عملی جهانی بی بهره نگذاشت.

زنده و بالنده باد کانتون های روژاوا

فرهاد بشارت

27 آوریل 2015

* برای آشنائی با نظرات نویسنده در مورد "کار، تولید و توزیع در جامعه پسا سرمایه داری" می توانید به فیلم ویدیوئی در لینک زیر نگاه کنید:

https://www.youtube.com/watch?v=ruDQ-sEtSfk      

** برای آشنائی با نظرات نویسنده در مورد مساله ملی می توانید فیلم ویدیوئی در لینک زیر را ببینید. فیلم این سخنرانی برای اولین بار توسط سایت نگاه منتشر شد.

https://www.youtube.com/watch?v=FRpVtkCbHuQ